<< بازگشت
به صفحه اول
>>
از
طرف : هوشنگ معین
زاده
به
: سایت انجمن
ضد دین
دوستان
عزیز و گرامی
با
درود و مهر
فراوان ؛ به پیوست
؛ متن مقاله ای
که در باره (
تخت جمشید و
آرمگاه کوروش
بزرگ ) در نیمروز
لندن چاپ شده
است حضورتان
ارسال میگردد
که در صورت
امکان آنرا
برای آگاهی هم
وطنانمان و
دوستاران سایت
خود منتشر
بفرمائید .
با
سپاس
اردتمند
هوشنگ
معین زاده 2- دسامبر
– 2005
--------
جوابیه
ایمیل آقای معین
زاده
با
سلام
قبل
از هر چیز باید
از تماستان با
سایت ضد دین
تشکر کنم . و در
مورد نوع کار
و مطالبی که
ارسال کردید
برای درج ؛
توضیحاتی
خدمتتان عرض
کنم .
ما این
مطلب رو به
دلایل زیر در
سایت ضد دین
درج نخواهیم
کرد :
1- ما
چاپ نمی کنیم
این را به علت
اینکه اعتقادی
به مولفاتی که
در مقاله آمده
نداریم .
2- ما
در سایت فقط چیزی
رو بازتاب میدیم
که : یا در نشریه
خودمون (
سکولار) چاپ
شده باشد و یا
تشخیص بدهیم
موضوعی است که
به موضوع کار
ما ارتباط
دارد .
3- این
مقاله جانب
دار است . از
کورش کبیر و ....
نوشته . قطعا
ما مقاله ای
را به این
عنوان باز تکثیر
نخواهیم کرد .
آقای
معین زاده ؛
برای خراب
کردن گورستان
خاوران اگر
مطالبی بود ؛
بیشتر ما مایل
به درجش بودیم
. و به نظر ما
اهمیتش میلیونها
برابر بیشتر
از کورش های
کبیر هست و
خواهد بود .
4- ما
مطالبی که به
مذهب در ایران
پرداخته باشد
را چاپ میزنیم
. اما اگر فقط
بررسی مذهب
باشد ولی اگر
بخواهد تحت این
عنوان دفاع از
سلطنت رو قاطیش
کنه آن وقت
بهتره در سایت
های سلطنتی و یا
از این قبیل
درج بشه .
5- در عین
حال اگر کار
خوب تحقیقی در
مورد اسلام
کرده باشید ؛
حتما چاپ میزنیم
. من شما رو
مراجعه میدم
به کتابخانه
سایت ؛ که ما
از نویسندگانی
کتاب زدیم که
سلطنت طلب 24 عیار
هستند ؛ ولی
چون کتاب شان
راجع به اسلام
بوده و کار تحقیقاتی
خوبی هم بوده
؛ زدیم توی سایت
و خوشحال میشویم
در زمینه سایتمون
از هر کسی
مطلب داشته
باشیم .
با امید
دریافت مطالب
این چونینی و
با آرزوی
سلامتی
مجید
پستنچی ؛
مسئول سایت
انجمن ضد دین 2- دسامبر
– 2005
این ایمیل
هم زمان برای
سخنگوی انجمن
؛ رفیق محمد
رضا پویا هم
ارسال میشود .
www.zededin.com
جواب
مجدد آقای معین
زاده :
پاریس
– دوم دسامبر 2005
جناب
آقای مجید
پستچی گرامی
با
دورد فراوان،
ایمیل
شما را دریافت
کردم و از اینکه
دلایل خود را
برای عدم درج
مقاله من مطرح
کرده اید، از
شما
سپاسگزارم و
خوشحال هستم
که با صمیمیت
نظرتان را برای
من نوشته اید.
اما،
هموطن عزیز و
گرامی، تصور
من اینست که
شما نیز از
جمله ایرانیانی
هستید که هنوز
با هموطنان
خود آشتی
نکرده اید. نمی
دانم باید به
شما تبریک بگویم
که در این
سنگر پایدار
مانده اید و
همچنان
دعواهای
گذشته را پاس می
دارید یا گله
کنم؟ که چرا این
چنین اصرار
دارید که این
معرکه کهنه
همچنان زنده
بماند.
دیگر
اینکه من در
مقاله ای که
حضورتان
ارسال داشته
بودم، سخنی از
سلطنت و سلطنت
طلبی نگفته
بودم که شما
آنرا بهانه
قرار داده اید.
سخن من در
باره «کورش
بزرگ» بود و
آرامگاهش و
تخت جمشید.
آثاری که از
پدران ما باقی
مانده است.
فکر می کنم
شما با دانش و
معرفت خود می
دانید که در
دو هزار و
پانصد سال پیش
هنوز جمهوری و
دمکراسی پا
نگرفته بود که
بگویم کوروش
چرا بجای
امپراطوری،
مثلا
جمهوری بنا
ننهاده بود و یا اینکه
چرا بیانیه
حقوق بشر خود
را که امروزه
همه دنیا به
آن به عنوان
اولین منشور
حقوق بشر مهر
تائید گذاشته
اند، پس چرا
پادشاه بود؟
چون پادشاه به
نظر بسیاری یعنی
یک دیکتاتور و
قلدر و ......
من
نمی دانم که
شما مقاله که
برایتان
فرستاده
بودم، خوانده
اید یا اینکه
با نگاه سطحی
به تیتر آن ،
آنرا مردود
شمرده اید و
قلم سرخ باطل
به آن کشیده اید؟
چون اگر این
مقاله را
خوانده بودید،
متوجه می شدید
که من حتی همین
سوژه را
بهانه
کرده بودم که
با دین اسلام
کلنجار بروم.
من
بخاطر نام سایت
شما فکر کردم
چون این مقاله
در مسیر اهداف
شماست،
آنرا برایتان
ارسال کردم. بی
شک بعد از این
چنین نخواهم
کرد و خیلی هم
ممنون می شوم
اگر کتاب«خیام
و آن دروغ
دلاویز!» مرا نیز
از لیست کتاب
های سایت خود
بردارید که
نام و
نشانی هم از
من «غیر ضد
سلطنت»در سایت
شما نباشد.
چون مثل اینکه
من و شما هیچگونه
تفاهمی در
روند مبارزه
با هم نداریم.
بودن کتاب من
در سایت شما
ممکن است این
توهم را برای
کسان دیگری نیز
بوجود بیاورد
که ما در یک خط
مبارزه هستیم،
حال آنکه اینگونه
نیست. من به
ذات و اصالت
مبارزه فکر می
کنم و سرنگونی
رژیم آخوندی و
شما بجای
مبارزه با رژیم
به دنبال میارزه
با نهادهایی
هستید که از
گذشته های دور
به آن عادت
کرده و هنوز
هم دوست دارید
این پیراهن
عثمان را
همچنان بالا
نگهدارید و
مهم هم نیست
که در مملکت
ما چه می گذرد
و یا اینکه
برای مبارزه
از چه حربه های
می شود
استفاده کرد و
.....
من
سلطنت طلب نیستم،
ولی سلطنت را
در مقابل
هموطنانی که
تا این حد
عناد و کینه و
بغض نسبت به
سلطنت، حتی
سلطنت های
گذشته مملکت
من دارند، حرفی
ندارم که بزنم
.در عین حال،
همانطور که به
شما حق می دهم
که با سلطنت
مخالف باشید و
حتی احترام
پادشاهانی
مانند کوروش
را هم نگهندارید،
به یک سلطنت
طلب هم این حق
را می دهم که
به باور خود
پایبند باشد و
با شما مخالف
باشند.
با
این همه، باعث
تاسف و تاثر
است که شما در یک
حرکت ملی و میهنی
که هیچ ربطی
به سلطنت طلبی
هم ندارد، اینطور
لجاجت به خرج
دادید و حاضر
نشدید که برای
کوبیدن حکومتی
که بر پایه های
دینی استوار
است حتی در یک
مورد غیر سیاسی
با دیگران
همراه باشید.
به
هر روی، برایتان
موفقیت و پیروزی
آرزو می کنم و
از بابت اینکه
کن آدرس را
عوضی گرقته و
اشتباها در سایت
شما را زده ام
از شما پوزش می
خواهم.
با
سپاس- هوشنگ
معین زاده
*
برای آگاهی
شما، من بی
آنکه برای به
خواب رفتگان گورستان
خاوران میلیون
ها بار بیشتر
از کوروش
احترام قائل
باشم، برای
آنها نیز
احترام قائلم
و با دوستانی
که در این مسیر
قدم برداشته
اند همراهی
کرده ام و همیشه
هم اینکار را
خواهم کرد، چه
با آنها هم عقیده
باشم و چه
نباشم. آنها
هموطنان من
بودند و من وظیقه
دارم اگر کاری
از دستم بر می
آید برایشان
انجام دهم.
*
اگر خواستید
عقیده مرا در
مبارزه خوب
بدانید، کتاب
بشارت مرا
بخوانید. به
عنوان نمونه
فقط چند سطر
از این کتاب
را به یادگار
این مکاتبه
حضورتان تقدیم
می کنم:
«من
ملت ایران را
سزاوار حقارتی
که امروز گریبانش
را گرفته است
نمی دانم.
زمان شمشیرکشیدن
و شمشیر زدنم
نیز گذشته
است، اما نای
فریاد کشیدن
را دارم.....
.... من
بر خلاف کسانی
که تلاش می
کنند حکومت
اسلامی ایران
را سرنگون
سازند، به
دنبال آن هستم
که خدای یکتای
ادیان توحیدی
و در رأس آن
الله اکبر را
از خدایی بیاندازم».
جواب
مجدد از طرف
مسئول سایت
انجمن :
با
سلام مجدد به
آقای معین
زاده
شما
در برابر
نظرات مستقیم
و بدون شیله پیله
من ؛ چنان
موضعی اتخاذ
کرده اید و هر
آنچه دلتان
خواسته گفته اید
و مرا به قهر و
غریبه بودن با
مردم ساکن در
جغرافیای ایران
هم محکوم کرده
اید و وارث حمایت
از دعواهای قدیمی
که به آن بر
خواهم گشت هم
شده ام ؛ و
علاوه بر اینها
عنادچی . از این
قبل داستانها
.!!
آقای
معین زاده ؛
شما نامه جوابیه
مرا از آنجا
که مقاله خود
را که برای
درج ارسال
کرده بودید غیر
سیاسی و مدافع
ملیت و حرکت
ملی میدانستید
! مرا عنادچی
خطاب کرده اید
و در آخر با
توجه و اتکا
به این منطق
بلاخره تصویر
خود را از
لابلای حرفهایتان
گفته اید و
ترجیح داده اید
مرا عناد چی و
کینه دار از
سلطنت جلوه دهید
.!!
آقای
معین زاده عزیز
؛ نه ؛ اصلا
دعوا ؛ دعوای
کینه و از این
تصورات نبوده
و نیست .
اتفاقا من
مطمعن هستم که
شما هم در
کمال آگاهی به
این امر واقفید
و خوب میدانید
که این نظرتان
با هیچ چسبی
به جنبش عظیم
کمونیسم
کارگری
نخواهد چسبید
. من برای اینکه
احساس میکنم
لازم است فرق
بین عناد و
تضاد را برایتان
گفته باشم
مقداری از
تعاریف سیاسی
موجود در
نوشته اتان را
در اینجا
بشکافم .
تاآنجا
که به مقاله
ارسالی و نامه
اخیرتان
مربوط میشود ؛
ذخیره همیشگی
هویت ملی و
براه انداختن
جنگهای کاذب
هویتی ؛ شما
را نیز سخت
مشغول این امر
طراحان شعار
های فدرالیسمی
و قوم گرایانه
کرده است ؛
فضائی که بشدت
مسئله روز است
و از طرف نیروهای
قوم پرست و
ارتجاعی مطرح
و حمایت میشود
. به این معنا
جواب شما باید
با شکافتن این
طرح داده شود
به این امید
که به خود آئید
و بتوانید
همانطور که
ادعا میکنید
برای سرکوب
مذهب ( نه تنها
اسلام ) بکوشید
که همانا
نابودی مذهب و
هر گونه
خرافات مشابه
مانند ناسیونالیسم
انسانها را به
آزادی و برابری
میرساند .
بحث
بر اصرار هویت
بخشیدن و براه
انداختن یک
کشمکش قومی و
ناسیونالیستی
است ؛ هویت و
کشمکشی که
بخودی خود
قابل دفاع از
طرف هیچ منبع
علمی نیست
و یک بحث بشدت
تجریدی پیرامون
ادعاهای غیر
واقع و غیر
علمی است و
فقط میتواند
به جنگ میان
خود ناسیونالیستهای
عظمت طلب و
ناسیونالیستهای
قوم پرست بدل
شود ؛ دعوا دقیقا
همین جاست . ! من
از شما میخواهم
خیلی ساده و
راحت به این
چند سوال پاسخ
دهید :
1-
آثار باقی
مانده از
پدرانمان یعنی
چه ؟
2-
آیا چون
دوهزار و
پانصد سال پیش
به قول شما
دمکراسی و
جمهوری نبوده
؛ سلطنت کردن
و مردم را
بالا و پائین
نگه داشتن
مجاز بوده ؟
3-
مقوله ملت را
تعریف کنید و
منظورتان از
ملت ایران را
واضح بیان
نمائید . و
بگوئید چه
کسانی ایرانی
محسوب میشوند
.
4-
نظر مستقیمتان
راجع به
تجزيه طلبي و
حفظ تماميت ارضي
چیست؟
و
بالعخره
5-
این هویت دادن
به مسئله ملی
از کجا و
چگونه وارد
داستان زندگی
بشر امروز شده
است ؟
موفق
باشید
مجید
پستنچی 04 –
دسامبر - 2005