پاسخ به نامه ها

 

سلامی از تهران

اورند

با درود به پویای عزیز . مجله ی ضد دین شما را دیدم و خواندم . خوشحالم که با چنین عنوانی چاپ میشود. متاسفانه عکسهای آن کیفیت خوبی ندارد. موفق باشی.

محمدرضا پویا:

دوست عزیز خوشحالم که شما هم به جنبش ضد مذهبی احساس تعلق می کنید. وب لاگی هم که معرفی کردید خواندم. یکی از مطالب آنرا در همین شماره نشریه بچاپ رساندیم. در تماس با ما بمان و برای نشریه مطلب بفرستید. وب لاگ خوبی دارید. موفق باشید.

داریوش داوودی

هموطن گرامی ؛ من از طریق اینترنت و ژورنا همبستگی و جوانان کمونیست با شما آشنا شدم. به شما به خاطر بخاطر مبارزه علیه آخوندها و موفقیت در مورد برچیدن شدن قوانین مذهبی در کانادا و فعالیت شما در آن مورد را تبریک میگویم.

دوست عزیز داریوش؛از شما تشکر میکنم. خوشحالم که خواننده نشریه ما هستید. در ارتباط با درخواستی که داشتید؛ نامه جداگانه ایی برای شما ارسال شد.

مینو از ایران:

با سلام. به مسولین انجمن ضد دین. نشریه سکولار را یکی از دوستانم به من معرفی کرد. دو شماره آنرا خواندم. من سوالاتی در مورد مذهب و افکار مذهبی دارم. با دیدن نشریه شما؛ فکر کردم که میتوانم این سوالات را با شما در میان بگذارم. البته اگر زحمتی برای شما نیست.

آیا شما اعتقاد دارید که مذاهب مثل اسلام یا مسیحیت هر کدام جداگانه تاریخی برای خود دارند؟

من با یکی از همکلاس هایم در دانشگاه روی یک مسله  با هم خیلی جر و بحث کردیم. اما حقیقتش را بخواهید اطلاعات چندانی هم در این مورد نداریم و نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم. دوستم میگوید آخوندها بعد از اینکه دولت را در دست گرفتند؛ تازه آرام آرام یاد گرفتند که چگونه حکومت کنند و یا قانون اساسی اسلامی را چگونه بنویسند. او می گوید که آخوندها قبلا این چیزها را نمی دانستند مثل همین جریان ولایت فقیه. من فکر میکنم که آخوندها از قبل می دانستند که می خواهند چکار کنند اما به مردم نگفتند و مردم را فریب دادند. لطفا در این مورد کمک کنید حق با من است یا دوستم؟ با تشکر از زحمات شما

محمدرضا پویا:

دوست عزیز مینو؛

خوشحالم که با نشریه سکولار آشنا شدید. امیدوارم نشریه ما را به دوستانت هم معرفی کنید. اما در مورد سوالات:

تاریخ مذاهب

مذاهب یک تاریخ در خود ندارند. بدون در نظر گرفتن شرایط مادی که مذاهب در ان بوجود آمده اند؛ نمی توان تاریخی هم برای آن نوشت.. همه مذاهب مدعی هستند که قوانینی شان را از خدا گرفته اند و انسانها با اجرای این قوانین سعادتمند میشوند. می گویند که این قوانین و دستورات مذهبی برای همه ادوار تاریخی نوشته شده اند. این تلاش همه مذاهب است تا به قوانین خود شکل آسمانی داده و معنای زمینی و منافع مادی آنرا که در هر دوره اشکال مختلف بخود گرفته؛ از نظرها دور بدارند. . برای مثال  تاریخ اسلام با تاریخ جامعه عربستان عجین شده است که انعکاس آنرا را در قوانین اسلامی  و آیه های قرآن هم میتوان دید( در قرآن آمده است که با کنیزان و غلامان خود خوشرفتاری کنید. این آیه قرآن بر متن جنگهای قبیله ایی اندوره که اسرای جنگی را به بردگی می کشاندند ؛ قابل توضیح است).

هیمن امروز در جامعه ایران قوانین اسلامی در دفاع از منافع سرمایه داران وضع و اجرا شده است. امروز میتوان دید که معنای  زمینی حجاب اسلامی در یک جامعه چیست؟ و چگونه انسانها قربانی این قوانین میشوند. باید به صف میلیونها انسان گرسنه در جامعه نگاهی انداخت تا  روشن شود چرا خمس و زکات را در کشور حاکم کرده اند. ( تاریخ خمس و زکات و تاریخ مبارزات صف گرسنگان هر دو یک تاریخ هستند)

خلاصه کنم: مذاهب تاریخ جداگانه ای از تاریخ جوامع ندارند. تاریخ مذاهب خود بخشی از تاریخ تحولات جامعه است.

جریان اسلامی قبل از حکومت بعد از حکومت

جریان اسلامی ؛ در اپوزیسیون در تاریخ صد سال اخیر ایران هیچگاه دست بالا را نداشته است که بخواهد برنامه حکومتی ارائه کند. انقلاب فرانسه؛ رنسانس اروپا و بعدها انقلاب روسیه موجب به حاشیه رانده شدن جریان اسلامی در جامعه ایران شده بود. اسلام سیاسی در تحولات مهم ایران همیشه به عنوان حامی سلطنت ظاهر شد و هیچگاه در مکانی قرار نداشت که مدعی قدرت سیاسی باشد.

عوامل متعددی موجب بقدرت رسیدن جریان اسلامی در سال 57 شد( این بحث جداگانه ای می طلبد) اما دستور کار جریان اسلامی چه قبل و چه پس از کسب قدرت سیاسی در ایران روشن بود: سرکوب مردمی که انقلاب کردند. دول غربی هم از وحشت نفوذ روز افزون چپ در جامعه با کمک اپوزیسیون آنزمان؛ جریان اسلامی را در کسب قدرت دولتی حمایت کردند و بجان مردم انداختند. اما سیر حوادث بعدی در جامعه دیگر چیزی نبود که قابل پیش بینی باشد.بخش اعظم پروسه شکل گیری آرایش سیاسی رژیم ( ولایت فقیه؛.....) عمدتا در عکس العمل به اعتراضات مردم بود. یعنی اینکه اعتراضات و فشار مردم از پایین مهر خود را بر این پروسه زده است( جنگ جناحهای مختلف رزیم و غیره...). فریبکاری و ایجاد توهم به نظر من ابزارهایی بودند که جریان اسلامی در اثنا قیام بر علیه رژم سلطنتی از آنها استفاده نمود ولی پس از قدرتگیری بسرعت کارایی خود را را از دست دادند.