صدور
فتوا

محمدرضا
پویا
در پاسخ به
اصغر نبوی
ناسیونالیسم
کرد؛ با ارجائ
تکریم آمیز به سنت
ملی-اسلامی یک
سنت عقبمانده
و و شرقزده از
خودش بجای
گذاشت: اسم
مستعار و
یکبار مصرف
استفاده کن و
هر چه میخواهی
بگو. اعلام موضع
سیاسی با نامهای
مجهول الهویه.
این سنت کسانی
است که شجاعت
سیاسی
ندارند؛ جرئت
نمی کنند با
هویت روشن و
با اسم خودشان
حرف بزنند.
اصغر نبوی یکی
از اینهاست؛
اسم یکبار
مصرف. آدمها
شاید بتوانند نامشانرا
عوض کنند
اما......................؛
بگذریم.
سر
چ مطالب در
اینترنت
آقای
نبوی می گوید
چرا مقالاتی
را که قبلا در
جایی منتشر
شده است؛ در
نشریه چاپ می
کنم؟ میگوید اسم
این فعالیت
نیست.میگوید
نشریه
اینترنتی است
؛ قبلا این
مطالب خوانده
شده است.
بگذارید اول
در مورد
اینترنتی
بودن نشریه یک
تذکر بدهم. در
قرن 21 مردم
وقتی
میخواهند با
هم تماس
بگیرند
میروند سراغ
وسیله ایی به
اسم تلفن.
وقتی کسی هوس
خوردن شیرینی
بکند به قنادی
میرود. امروز
هم میلیاردها
آدم در سراسر
جهان برای
آگاهی از
اخبار و
خواندن مطلب
میروند سراغ
اینترنت؛
انهم در
مملکتی که
نشریات اپوزیسیون
ممنوع است.
اگر تاکید بر
اینترنتی بودن
نشریه از این
نگاه صورت
گرفته است که
میشود توضیح
شیرین بودن
شیرینی. ولی
محض اطلاع
آقای نبوی؛
نشریه ما فقط
اینترنتی
نیست اگر هم
بود ذره ایی
از ارزش کار
انجمن کم
نمیکند.اما
اینها شاخ
وبرگ بحث است؛
ایشان
از چیز دیگری
دلخور است. ما
در هر شماره
نشریه ؛ مقالاتی
از رهبران حزب
کمونیست
کارگری در
باره مذهب؛
بچاپ
رسانیدیم.
مقالاتی که در
سالهای اخیر نوشته
شده است. آقای
نبوی همین را
نمی پسندد. ایشان
با همین مشکل
دارد. اولا
مقالات سیاسی
قوطی کنسرو
نیستند که
تاریخ مصرف
داشته باشد.
تا زمانیکه
مبارزه بر
علیه مذهب و
اسلام سیاسی
در جامعه
موضوعیت
داشته باشد؛
باید به این
مقالات
مراجعه کرد.
اگر شما با
خود مقالات
مشکل دارید,
نقد کنید.
ثانیا حزب
کمونیست
کارگری ایران
یک حزب است؛
محفل نیست(
محض اطلاع)؛
نمیدانم چرا
شما تصور
کردید که
انجمن ما قرار
است مبارزه"
از نوع دیگر"
را در دستور
کار خود قرار
بدهد؟ از کجا
به این تصور
رسیدید؟
بیانیه اعلام
موجودیت ما در
اینمورد روشن
و شفاف است.
نقد مذهب و
مبارزه علیه
اسلام سیاسی
موضوع کار
انجمن ماست و
این یعنی
برجسته کردن
مبارزه بر
علیه مذهب؛
همینکار را هم
داریم میکنیم.
اگر شما
"فرمول
طلایی" در مبارزه
علیه مذهب را
کشف کرده اید؛
لطفا ما را هم
بیخبر
نگذارید. آیا
شما انجمن و
یا تشکلی را سراغ
دارید که "
مستقل" باشد؟
هر تشکلی بنا
به تعریف به
یک سنت سیاسی
متعلق است. با
همین عنوان
انجمن ما هم
متعلق به سنت
کمونیسم
کارگری است و
شیوه ها و
سیاستهای حزب
این سنت را در
مبارزه سیاسی
بکار می گیرد؛
این کجایش
عجیب است؟
عجیب است که
انجمن ما
مقالات منصور
حکمت و حمید
تقوایی را سرچ
کند و در
نشریه بچاپ
برساند؟
منظورتانرا
از " موضع
جدید" هم متوجه
نشدم؛ اگر ما
در مبارزه
امان " موضع
جدید" داشتیم؛
خوب میرفتیم
بجای انجمن
حزب تشکیل می
دادیم و " موضع
جدید" را برای
جامعه توضیح
می دادیم. شما
می توانید
هیمن مواضع
خیلی قدیمی ما
را نقد کنید
این حق شماست
اما اعتراضتان
به تجدید چاپ
مقالات
رهبران حزب
کمونیست کارگری
ایران بیمورد
است.
طنز
و لمپنیزم ناب
آقای
نبوی؛ شما
اولین کسی
نیستید که طنز
را همعرض
لمپنیزم قرار
میدهد. سنت
جاهل و داش
مشتی ملی –
اسلامی همیشه
با طنز مشکل
داشته است(
البته شما
مشکل فرهنگ
لغتی هم
دارید: مثلا
در فرهنگ لغت
در مقابل کلمه
" جدی" کلمه
شوخی را می
آورند و این
هیچ ربطی به
کلمه " طنز"
ندارد). در
مبارزه ضد
مذهبی در ایران؛
طنز جایگاه
بزرگی دارد.
آخوند همیشه
قهرمان
داستان "
حماقتهای
بزرگ" بوده
است. مجموعه ادبیات
ضد مذهبی خود
بهترین آمار
است. میلیونها
نفر از نظر
شما لمپن در
آن مملکت با
جوک؛ مقاله؛
شعرهای طنز و
این اواخر
موزیک طنز
آمیز دستگاه
مذهب را به
مبارزه
طلبیده اند(اینرا
میگویند تقدس
شکنی). لابد
ایرج میرزا
شاعر آته
ائیست که مورد
تنفر وسیع
فیضیه قم است؛
رهبر
لمپنهاست؟
واقعا
برایتان
متاسفم.
میدانید؛ با
ژست من جامعه
را می شناسم؛
نمی شود
حرفهای " بی
پایه" تحویل
دیگران داد.
کسی که جایگاه
طنز در مبارزه
علیه مذهب در
ایران را
نشناسد؛ آدم
مطلعی نمی
تواند باشد.
سطح
مبازه ضد
مذهبی وشعور
عمومی جامعه:
نبوی
میگوید این
منابعی که شما
استفاده میکنید(
منظورش مثلا
مقالات منصور
حکمت و حمید
تقوایی است)
تکراری است و
موضع انجمن را
زیر سوال میبرد؛
میگوید این
منابع چند فاز
از واقعیات جامعه
عقب است.
شما
احتمالا کل
پروژه انجمن
را اشتباهی
فهمیدید. تصور
کردید که
انجمن ما
باشگاه"
بحثهای بی
پایان"
روشنفکری است
و یا تریبون
آزاد خزعبلاتی
است که ربطی
به مبارزه ضد
مذهی در جامعه
ندارد. اگر به
ادبیات سیاسی
ما مراجعه
کنید کل این
ذهنیت شما فرو
خواهد ریخت.
اما
چند نکته در
ارتباط با
واقعیات
جامعه( که احتمالا
منظورتان سطح
اگاهی جامعه
است)
اکابر
سیاست:
طبقات
در جنگ و
مبارزات
طبقاتی
سنتهای سیاسی مختلفی
را در جامعه
بوجود می
آورند. پای
این سنتها در
منافع طبقه
است یعنی هر
کدام بخشی از منافع
طبقه را
نمایندگی
میکنند. مارکس
در مانیفست
کمونیست گفت
ما کمونیستها کل
منافع
کارگران را
نمایندگی می
کنیم و بهمین
علت کارگران
برای ازادی
خود باید کل
جامعه را ازاد
کنند. این
مطالب را
میشود در هر
کتابخانه ایی
پیدا کرد و
خواند.
ایدلوئوژی حاکم
هم یکی از بند
هایی است که
کارگران و کل جامعه
برای رسیدن به
آزادی باید از
آن خلاص شوند.
مذهب بطور
عموم جزو همین
کاتاگوری است.
زمانیکه یک
دولت مذهبی در
قدرت باشد
مانند ایران
طبیعتا
مبارزه برای
پس راندن آن
برجستگی بیشتری
پیدا میکند.
این یعنی طبقه
کارگر در مبارزات
حتی جاری خود
با
مسله مذهب
درگیر است.
زنان و جوانان
جامعه برای
پیشبرد زندگی
روزانه خود با
سد مذهب روبرو
هستند. یعنی
سوخت و ساز
عادی جامعه از
ریل خو خارج
شده است( حتی
در قیاس با
جوامع سرمایه
داری) و آدمها
صرفنظر از
میزان آگاهی
اشان در مورد
مذهب برای
ادامه حیات
خود مجبور به
این مبارزه
هستند. حزب
کمونیست
کارگری هم به
همین سنت
متعلق است. به
این معنا که
منافع این بخش
از جامعه (
کارگران ؛
زنان, جوانان)
که اکثریت
جامعه هستند
را نمایندگی
میکند. این
الفبای سیاست
را برای شما آقای
نبوی توضیح
دادم تا بگویم
در مبارزه ضد
مذهبی حزب
کمونیست
کارگری بخش
منسجم؛
تئوریک و خط
دار و با
سیاست این
جنبش است. بخش
زیادی از
شعارهایی که
در این مبارزه
در جامعه جاری
است و همچنین
بحث اسلام
سیاسی؛
بنیادهای
اسلام در
ایران؛ پدیده
حزب الله در
منطقه ؛ رابطه
مذهب با مسله
زنان.......وووو
همه بحثهایی بوده
که طی 2 دهه
اخیر از
از جانب این
حزب مطرح شده
است. حزب ما
خود در پرورش و
رشد این جنبش
مستقیما دخیل
بوده است. آیا
جریانی را
سراغ دارید که
این همه بحث
در مورد مذهب
به جامعه
ارائه داده
است؟ اینها را
گفتم تا آقای
نبوی برای شما
روشن شود که
این ادعای شما
دال بر " مرجع
هایی که چند
فاز از واقعیت
جامعه ایران عقب
هستند" چقدر
بی پایه و
هپروتی است.
ما خود بخشی
از شعور و
آگاهی عمومی
جامعه هستیم؛
بخش منسجم و
تحزب یافته
آن.
صدور
فتوا
نبوی:"
دوستان اگر
مطلبی برای
ارئه ندارید
خوب بهترین
خدمت این است
که بنیاد راتعطیل
کنید" و
یا "..... یا در
این دکان
تبلیغ محافل
چپ سنتی را
تعطیل کنید"
دو
قرن پیش یک
عده آدم فهیم
در اروپا
گفتند اگر
مطلبی؛
سیاستی؛
حزبی؛ خاطر
دلتان را
آزارده کرد؛
آنرا نقد
کنید؛ تحلیل
کنید و یا در
موردش
سخنرانی کنید.
این پایان
دوره تکفیر
کردن بود. اما
دنیا
عقبگردهای
وحشتناکی
کرده است. صف
عظیم
روشنفکران
دوران جنگ
سردی ظاهرا
هنوز دارند
تلفات میدهند.
در فرهنگ نظم
نوینی اینها
بد جوری به
تکفیر و صدور
فتوا ؛ خو
گرفته اند. آقای
نبوی هم یکی
از اینهاست.
ایشان فتوا
صادر کرده است:
تعطیلش کنید.
من برای
ادمهایی که
بزبان آیت
الله های
ایران با ما
حرف میزنند؛
احترام زیادی
قائل نیستم.
آقای نبوی ما
برای کارمان
از کسی اجازه
نگرفتیم که
حالا با فتوای
شما تعطیلش
کنیم. از یک
چیز مطمن باشید:
با زور تفنگ
هم کسی دیگر
نمیتواند ما
را تعطیل کند.
راستش
را بخواهید من
از کسانیکه با
حرف نزدن؛ ژست
آدمهای دانا
را میگیرند؛
دل خوشی
ندارم. اگر
روزی تصمیم
گرفتید خو را
از صف صادر
کنندگان فتوا
جدا کنید و به
قرن بیست یکم
پا بگذارید؛
بسیار مایلم
چهار خط توضیح
در مورد " موضع
جدید" و "
مبارزه جدی با
مذهب" که
ایضایی و خط
زدنی نباشند؛
از شما داشته
باشم. مطمن
باشید در همین
نشریه چاپش میکنم.