اپوزیسیون
ملی- اسلامی و
مبارزه ضد
مذهبی
محمدرضا
پویا
دوست
عزیز آقای سیاوش
لشکری
امیدوارم
که حالتان خوب
باشد. میخواستم
در
پاسخ به نامه
اعتراضی
شما؛(نامه در
همین شماره
آمده است) چند
نکته را توضیح
دهم.
من در
مقاله ام بحثی
در مورد کی
اول کی آخر
نکردم. بحثی
در مورد انجمن
ضد دین هم
نکردم. تصور میکنم شما به
قسمت آخر
مقاله
با عنوان حزب
کمونیست
کارگری تنها نیروی
ضد مذهبی است؛
اعتراض دارید.
قبل از اینکه
وارد این بحث
شویم میخواستم
راجع به نکته
دیگری از نامه
شما؛ نظرم را
بدهم. گفته اید
که کانون
فرهنگی خرافه
زدایی غیر سیاسی
است. من به
عنوان
خواننده نشریه
کانون؛ این
تصویر را از
شما ندارم.
چگونه کانونی
که قوانین جاری
اسلامی را به
نقد میکشاند
خود را غیر سیاسی
میخواند؟ آیا
میشود
تاثیرات
حاکمت سیاسی یک
رژیم مذهبی را
افشا کرد؛ کاری
که کانون شما
بدرستی انجام
داده است؛ و
بعد به مردم
بگوئید ما سیاسی
نیستیم؟ این
لاپوشانی و
عقب نشینی
بابت چیست؟
و اما
موضوع اعتراض
شما:
من در آن
مقاله گفتم که
در 50 سال اخیر احزاب سیاسی چه در
قدرت چه در
اپوزیسیون
هرگز یک مبارزه جدی
بر علیه مذهب نکردند.
بحث بر سر
انجمنها و
کانونها نبود.
اما چرا این
بحث ضرورت
دارد؟
این تاکید ویزه
از کجا می آید؟
یک
نگاه کلی:خیلی
خلاصه
در
انقلاب
مشروطه؛ ترند
و جریانات
روشنفکری ضد
مذهبی حضور
قدرتمندی در
جامعه داشتند.
گرایشات
مختلفی را در
این جریان میشود
دید اما علی
العموم آنها
خواهان یک
قانون اساسی
سکولار و بیرون
راندن مذهب از
عرصه های
مختلف جامعه
هستند. جریان
ضد مذهب در
نهایت در
تقابل با
ارتجاع سلطنتی
و جریان راست
بورژوازی عقب
نشینی
کرد و شکست
خورد.علیرغم این
شکست و در
دوره های بعدی؛
علیرغم سرکوب
روشنفکران ضد
مذهب توسط رضا
شاه؛ تاثیرات
این مبارزه
سالها در
جامعه پا بر
جا ماند. نویسندگان
و شاعران ضد
مذهب عموما
متعلق به این
دوره هستند.
پس از
برکناری رضا
شاه و ایجاد
گشایش سیاسی
در جامعه؛
جبهه ملی و
حزب توده میداندار
سیاست در ایران
هستند. این
احزاب نتنها
مرزبندی با
مذهب ندارند
بلکه آنرا
ساپورت هم می
کردند(
بررسی این دوره
بحث جداگانه می
طلبد). مصدق؛
قهرمان اپوزیسیون
ملی اسلامی
قران بغل به
مجلس میرفت.
حزب توده در
ماه محرم پرچم
سیاه مقابل
دفاترش نصب میکرد.
هیچ کجای تاریخ
اینها خواست
جدایی مذهب از
دولت را
نمتوانید پیدا
کنید.
دهه 40
ارتجاع اسلامی
برهبری خمینی
در مخالفت با
حق رای زنان
بمیدان آمد.
نفس این
اتفاق؛ خود
گواه نبود یک
جریان روشن بین
و ضد مذهب در
جامعه بود. آل
احمد و شریعتی
مرتجعینی
هستند که در
سالهای بعد روی
صحنه می ایند.
مخالفت با
سکولاریسم ؛
اشاعه مذهب و
تنفر از تمدن
غربی از اجزاء
اصلی پلاتفرم
ایندو بود. در
ایندوره هم جریانی
که بتواند بنیادهای
مذهب و حضور سیاسی
مذهب را نقد
کند؛ وجود
ندارد. بر
بستر چنین شرایطی
است که جریان
اسلامی در سال
57 بدون هیچ
مانع و مخالفتی؛
بقدرت میرسد.
نیروهایی
مانند جبهه ملی
و نهضت آزادی
که رسما در
قدرت شریک و
کابینه تشکیل
میدهند. مابقی
اپوزیسیون ملی
اسلامی هم
مانند فدایی و
مجاهد و حزب
توده؛ حامی رژیم
جدید میشوند.
کل این اپوزیسیون؛
برنامه؛
پلاتفرم و حتی
در مواردی عمل
سیاسی مشترکی
داشتند. اگر یک
مبارزه ضد
مذهبی از جانب
این کمپ صورت
نمی گیرد؛ امری
اتفاقی نیست.
اما در
جامعه سنت
مبارزه ضد
مذهبی حضور
دارد؛ چون
مردم مذهبی نیستند
و مذهب عامل
فعالی در زندگی
روزانه مردم نیست.
تمایل به گسست
قطعی از مذهب؛
در مذهب گریزی
نسل جوان و
جنبش زنان
منعکس میشود.
اما این یک
بخش مسله است.
انعکاس سیاسی
و برنامه ایی
این جنبش
اجتماعی؛ در
کمونیسم
کارگری و حزب
کمونیست کارگری
مادیت میابد.
کمونیسم
کارگری تنها
جریانی است که
که در عرصه
مبارزه با
مذهب تراز
مثبت دارد و
به کسی بدهکار
نیست. به لیست
تلاشهای اپوزیسیون
جهت حفظ مذهب
در حیات
اجتماعی و حمایت
از رژیم اسلامی؛
نگاهی بیندازید
تا ابعاد
مبارزه ایی که
ما در این
عرصه انجام داده
ایم ؛ روشنتر
گردد:
امام
ضد امپریالیست؛
خط امام
انقلابی؛ تشیع
سرخ علوی؛ بنی
صدر لیبرال و
آزدایخواه؛
رفسنجانی
متعادل؛ مذهب
فرهنگ مردم
است به آن بی
احترامی نکنید؛
و این اواخر
اسلام ماله کشیده
دوم خرداد. کل
اپوزیسیونی
که در بالا
شرح احوالش
گفته شد؛ در
دوره های
مختلف با بلند
کردن یکی از این
پرچمها؛ بر سر
راه سرنگونی رژیم
اسلامی و
اسلام سیاسی ؛
مانع ایجاد
کردند. ما بر
علیه این
پرچمها
مبارزه کردیم
و سازش
و عقب نشینی نیروهای
اپوزیسیون را
افشا کردیم.
من بر این
باورم که تنها
با به اجرا
گذاشتن
برنامه حزب
کمونیست کارگری
و سازماندهی یک
مبارزه عظیم و
همه جانبه؛ میشود
جامعه را برای
همیشه از شر
مذهب ؛ راحت
کرد.
با این
توضیحات
کوتاه امیدوارم
متوجه شده باشید
که من قصد آژیتاسیون
سیاسی
نداشتیم ؛
تنها به یک حقیقت
صحنه سیاست در
ایران ؛ اشاره
کردم.