زندگي تحت احكام شرع در كانادا؟

نويسنده مارگريت وينت – ستون نويس روزنامه پر تيراژ گلوب اند ميل

ترجمه عزت ملكى

 

هما ارجمند ميداند كه زندگي تحت حاكميت قوانين شرعى يعني چه.  او در ايران فشار اين قوانين را هرروزه  متحمل شده بود تا اينكه يك نفر ويرا مطلع ميكند كه بخاطر فعاليتهاى سياسش توسط  رژيم اسلامى دسگير و زنداني خواهد شد.  تعداد زيادى از دوستان فعال او پيشتر اعدام شده بودند.   وى همراه همسر و دو فرزند خردسالش (فرزند كوچكتر حتي كمتر از يكسالش بود) طي يك سفر بسيار سخت وبا عبور ازراههاى  صعب لعبور كوهستاني در سال ١٩٨٩ از ايران فراركرد.

هم اكنون هما در حومه شمال شرقي تورنتو زندگي ميكند و بعنوان وظايف شغليش به زنان مسلمان مهاجرى كه درحالت پريشاني و فشارروحي بسرميبرند٬ مساعدت مينمايد. وى در حال حاضر ورود قوانين شرعى اسلامي به  سيستم قضايى كانادا را دارد به مصاف ميطلبد.

هما با احساسي شگفت اينگيز ميگويد كه "بايستي د ين از دولت جدا شود.  ما در كانادا زندگي ميكنيم و قوانين سكولار كانادايي را ميخواهيم."

قوانين شرعى اسلامي در كانادا؟  بله!  استان آنتاريو اجراى قوانين شرعي درمورد داورى و حل وفصل دعاوى مدني٬ در صورتيكه هر دو طرف موافق باشند را مجاز دانسته است.  اين داوريها  موضوعاتي نظير ملك٬ ازدواج و طلاق٬ تكفل و وراثت را بررسي و رسيدگى خواهد كرد.  قضات شرعى ميتوانند امام (آخوند)٬ ريشسفيدان  ويا وكلاى مسلمان باشند.  درتيورى  تصميمات اين قضات شرع نبايستى با قوانين مدنى كانادا تضاد ى داشته باشد.  اما بدليل عدم وجود يك طرف ثالث و همينطور عدم پيش بينيى گزارش قضاوت آنها٬ در صورت عدم تطابق اين تصميمات با قوانين مدنى٬ هيچ كسي متوجه آن نخواهد شد.  اين تصميمات را ميشود در دادگاههاى عادى استيناف كرد. امامسلما فشار بيش از حدى بر زنان مسلمان وارد ميشود كه احكام شرعي را اجابت كنند.  در صورت رد قوانين شرعى توسط هر زن مسلمان  خيلى ساده از سوى جامعه اسلامى  به مسلمان بد بودن تفسير ميشود.

تلفن دستى خانم ارجمند مرتبا زنگ ميزند—براى استمداد و يا كمك و يا براى گزارش وقايع حاد يوميه.  يكى از موكلينش درست امروز در اثر سرطان فوت  و دختر نه ساله اش را ترك كرده است.  شوهرش بطوروحشيانه اى از وى سو استفاده ميكرد و هم اكنون خانواده اين زن متوفى از اين وحشت دارند كه وى دختر را كه در كانادا متولد شده است به ايران برگرداند.  خانم ارجمند تلاش ميكند كه انجمن حمايت از كودكان را وادار به دخالت كند.

در محلات مسلمان نشين سريع الرشد تورنتو رسم براين است كه نزاعهاى خانوادگى را بدون مراجعه به دادگاه و در داخل كاميونيتى با ارجاع به امام و يايكى از اقوام مسنتر در درون خانواده حل كرد.   خانم ارجمند به من ميگويد: "يكى از موكلين من كه پاكستاني الاصل بوده و كارمند بانك است و خانم تحصيل كرده اى هم هست تمام درآمدش را به همسرش ميداده است.  اين خانم براى خريد يك ليوان قهوه بايستى از شوهرش با لابه و التماس پول آن را دريافت ميكرد.  آنگاه تصميم گرفت كه ماهيانه ٥٠ دلار براى خودش پول تو جيبى نگه دارد اما همسرش مخالفت ميكند.  آنها اين موضوع را با عمويشان در ميان ميگذارند.  عمو راى ميدهد كه چون زن مطيع شوهرش نبوده است شوهر بايسى از همبسترى با وى خود دارى بكند.  (اين يك جزاى سنتى براى زنان سركش است).  بر طبق اين حكم شوهرش همچنين ميتوانست زن ديگرى را صيغه بكند تا نيازهاى جنسيش را رفع كند كه اين كار را هم كرد.  هم اكنون اين خانم ميخواهد جدا شود.  او براى سرپرستى بچهايش كه بر اساس قوانين شرعى به عهده  پدر است دارد مبارزه ميكند.

لايحه قانونى كه وجود دادگاههاى شرعى را مجاز دانست در ١٩٩١  و درزمانيكه آنتاريوميخواست سيستم قضايى بسيار متراكمش را سريعتر و كم خرجترحل بكند  از مجلس گذ شت.  ازاينروبسيارى از پرونده هاى انبوه در دادگاهها ى آنتاريو را در مورد دعاوى مد نى به مسير ديگرى  و به حكميت و داوريى كه توسط اصول مذ هبى هدايت ميشوند  واگذار شد.  دادگاههاى يهودى براى سالهاى متمادى است كه از اينطريق عمل كرده اند. 

برندان كراولى سخنگوى دادستانى عمومى آنتاريو ميگويد: "مردم ميتوانند هرراهى را كه به حل اختلافشان كمك ميكند بر گزينند.  اگر آنها تصميم ميگيرند كه اختلا فاتشان را با اصول شرعى  و با استفاده از يك امام (ملا) بعنوان حاكم شرع   حل كنند بر اساس" قانون حكميت" (Arbitration Act) كاملا مجاز هستند كه اين كار را بكنند.

طرفداران ومروجين قانون شرع اسلام در كانادا سالهاى متمادى است كه براى قانونى كردن واجراى احكام شرع كار كرده اند.  در پاييز سال گذ شته آنها  موسسه قضايى مدنى اسلامى  را درست كردند كه تاكنون حاكمان شرع را هم در احكام شرعى و قوانين مدنى كانادا آموزش داده است.  محركه اصلى پشت دادگاههاى اسلام وكيل مكلايي است به اسم سيد ممتاز على كه هفته گذشته از قولش نقل شد كه "تمام مسلمين در صورتيكه ميخواهند خوب و با ايمان باشند بايسى از دادگاههاى شرعى استفاده كنند."

خانسا محاسين و نبيلا حق در نامه اى به تورنتو استار كه با درج مطلبي در مورد دادگاههاى شرعى خشم بسيارى از مخالفين اسلامى را بر افروخته بود نوشتند كه خيلى از مسلمين و از جمله زنان ازاينكه به احكام اسلامى در كانادا رسميت داده شده است ذوق زده شده اند و آنها اكيدا اينرا انكارميكنند كه كار برد اين احكام به حقوق زنان آسيب ميزند.  آنها مصرا ميگويند : بر عكس است و تحت اسلام حقوق زنان محفوظ است.  آنها نوشتند كه: "ما قوانين اسلامى را كه بطور همه جانبه اى حقوق برابر بين زن و مرد را  تضمين ميكند  دنبال ميكنيم. "

مخالفين دادگاههاى جديد شرع استدلال ميكنند كه اجازه رسمى دولت حتى اين احكام شرعى را مشروعتر و متداولتر ميكند. اساس  احكام شرعي قرآن است كه بر اساس اعتقاد اسلامى حكم خدا را در مورد رفتار و كردار ارايه ميدهد.  آنچه كه به شرع معروف بوده  بسيار متنوع و حتى متناقض است . ( مثلا در نيجريه سبب شده است كه سنگسار را توجيه قانونى بكنند). اما يك اصل مشترك بين انواع احكام شرع وجود دارد و آن اين حقيقت است كه همگي مرد سالار ند.

عاليه حق بين رييس شوراى زنان مسلمان كانادا است كه يك گروه مذهبى بوده و اعضاى آن تشكيل شده  اززنان مسلمان شامل همه  فرهنگهاى مختلف است.  اما با اين شورا در مورد ايجاد دادگاههاى شرع كه شديدا با آنها مخالف است هيچوقت مشاورتى صورت نگرفته است.

خانم حق بين ميگويد: " اين وضعيت كه ما مخالف دادگاههاى شرع هستيم برايمان مشكل است چون ما زنان معتقد و مذهبى هستيم.  امااجراى قانون اسلامى خانواده  در كانادا شايسته نيست. "  او اضافه ميكند كه در بريتانيا دولت مطلقا هر نوع گفتگو در مورد احكام شرع را رد كرده است.

خانم حق بين كه مسلمانى است  كه فرايض دينى را بجاى آورده و خانم ارجمند كه اعتقادى به دين ندارد هردو بسختى كار ميكنند كه قانون حكميت Arbitration Act در آنتاريو را عوض كنند.

(خانم ارجمند يك طومار نويسى Petition))  در اينترنت سازمان داده است كه ميتوانيد با تايپ كردن "كمپين بين المللى بر عليه دادگاههاى شرع"(International Campaign Against Sharia Courts )در وب انرا جستجو كنيد.

 وقتيكه٥٠ سال پيش  خانواده خانم حق بين به كانادا آمد جامعه مسلمانان خيلى ناچيز بود.  در سال ١٩٧٠ او همراه با همسرش يك مسجد بسيار كوچك در تورنتو ساختند كه با مسلمانان بوسنى و آلبانى تبار از آن استفاده ميكردند.  امروزه جمعيت مسلمانان كانادايى بيش از ٦٠٠٠٠٠ نفربوده كه  بيشتر آنها درمحيطهاى كاملا بسته و منزوى بسر برده و با جهان خارج از اسلاميون تماس بسيار ناچيزى وجوددارد.  خانم حق بين از اينكه بين  مسلمانان احساس قويترى در مورد هويت خود پيدا شده است خوشحال است.  اما وى هشدار ميدهد كه بسيارى از تازه واردين به كانادا قرايت سخت وجامد ى از اسلام را با خود آورده اند.  او متذكر ميشود كه : " پولهاى كلانى از جانب گروههاى سنتى حجازى (عربستانى) و ليبيايى  به آمريكاى شمالى آورده ميشود.  اين گروهها در مورد تولرانس و مدارا در برابر قرايات ديگرى از اسلام ويا طرز برخورد مدرن و پيشرو در برابر زنان خوشنام نيستند."

زنان مهاجردر كانادا  آسيب پذ ير ترين مردم هستند.  خيلى از آنها انگليسى صحبت نميكنند و تحصيلات ناچيزى  داشته و از ساير فرهنگها محروم و منزوى هستند.  آنها ممكن است كه دهها سال در اينجا زندگى بكنند بدون فراگيرى زبان و مطلقا به خانواده شان وابسته هستند.  آنها هيچ چيزى در مورد حقوق قانونى خود در كانادا را نمي دانند. 

خانم حق بيند و ارجمند هردو ميگويند كه اين زنان همگى قربانيان سيستم چند فرهنگى Multiculturalism هستند. 

خانم حق بين ميگويد : " اين سواستفاده از سيستم چند فرهنگى است.  و اين به بى جربزگى دولت ربط دارد و همينطور وحشت از اينكه جسارتى به حساسيتهاى مسلمانان وارد شود.

خانم ارجمند كه تحصيلات عالى  و حرفه خود درعلوم بهداشتى را فداى كار با زنان قربانى خشونت كرده است  ميگويد: " من كانادا را بخاطر وجود سيستم چند فرهنگى برگزيدم .   اما در همينجا متوجه شدم كه چقدر اين سيستم چند فرهنگى به زنان آسيب رسانده است.  من هم اكنون به شدت بر عليه اين سيستم هستم.  اين سيستم يك مانع جدى بر سر حقوق زنان شده است."