با آذر ماجدى

رئيس سازمان آزادى زن پاسخ ميدهد

زنان رو در روى شرع اسلام

آزادى زن : اخيرا موسى قربانى عضو فراکسيون اقليت مجلس اسلامى گفته است: «زنان در بسيارى از موارد حقوق بشرى خود همچون احترام گذاشتن به شوهران خود را فراموش کرده اند و به دنبال حقوق منافى اسلام و شرع هستند.» و اضافه کرد «در جامعه کنونى ما، زنان حقوق شرعى خود را رها کرده و به مسائل مخالف با موازين شرعى چسبيده اند.» گله و شکايت اين آقاى مسلمان بنظر کاملا بجاست، زنان رو در روى اسلام قرار گرفته اند. ارزيابى شما چيست؟ زنان چه نقشى در مبارزه با اسلام و اسلام سياسى بازى ميکنند؟

آذر ماجدى : اين صحبت آقاى قربانى گوياى وضعيت متحول شده جامعه ايران، رشد جنبش زنان براى آزادى، مقاومت گسترده زنان در مقابل قوانين و سنن مردسالار اسلامى و مبارزه عليه اين قوانين و نظام است. نشانگر رشد آگاهى به حقوق خود و آمادگى و جسارت براى بيان آنها و تلاش براى تغيير وضع موجود از جانب زنان در جامعه اى است که ٢٥ سال يک ديکتارتورى خشن و خونين اسلامى و زن ستيز بر آن حاکم است. حاکمين چند سالى است که از اسلام گريزى مردم، جوانان، و زنان گله و شکايت ميکنند، به آنها التماس مى کنند که از اسلام پيروى کنند، تهديدشان مى کنند که اگر مطابق قوانين اسلام عمل نکنند، زندان و شکنجه و اعدام و سنگسار ميشوند. ولى جامعه عليرغم اين تهديدات و التماس و درخواست هاى بعضا عاجزانه، در مقابل قوانين اسلامى ميايستد، از هر فرصتى براى اعتراض استفاده ميکند و اين قوانين را به سخره ميگيرد.

زنان، بويژه زنان جوان، نقش مهم و تعيين کننده اى در اين تحولات بازى مى کنند. مقاومت در مقابل قوانين اسلامى بيش از هر چيز از جانب زنان مشهود است. زنان در زندگى روزمره، در لباس پوشيدن، درس خواندن، کار کردن، و در عادى ترين و پيش پا افتاده ترين مظاهر زندگى ضديت خود را با نظام حاکم آشکار ميکنند و آنرا به مصاف ميطلبند. اين پاسخ به نظامى است که در خصوصى ترين جوانب زندگى مردم دخالت ميکند و تمام جامعه را بيک زندان بزرگ اختناق و سرکوب بدل کرده است.بخاطر ماهيت اسلام و جنبش اسلام سياسى و بهمين اعتبار بخاطر ماهيت رژيم اسلامى زنان بالقوه در جبهه مقابل آن قرار ميگيرند. کافيست تا دختر جوانى، تا زنى در يک جامعه اسلام زده و تحت قوانين اسلام به خودآگاهى در مورد موقعيت تحت ستم خود دست يابد، کافيست تا بيحقوقى خود و نابرابرى اش را به زير سوال ببرد، تا اسلام و نظام اسلامى يک دشمن جديد پيدا کند. کافيست تا اين خودآگاهى به تلاش براى تغيير تبديل شود، تا جبهه عليه اسلام سياسى سربازى جديد بدست آورد. اين قانونمندى خود آگاهى و تحولات در جامعه تحت حاکميت نظام اسلامى است.

جامعه ايران بويژه در ٢٥ سال اخير تحولات مهم و عميقى را از سر گذرانده است و در نتيجه اين تحولات يک نسل آگاه، و از نظر سياسى و اجتماعى عميق و با درايت، و جسور رشد يافته است، اين نسل اکنون در مقابل رژيم اسلامى قد برافراشته است و عرض اندام ميکند. آگاهى به حقوق و جايگاه زن در اجتماع و خانواده و نقش برجسته اى که در معادلات سياسى در ايران يافته است محصول يک انقلاب عظيم و جدال و تنش هاى پس از آن است. باين اعتبار جنبش زنان براى آزادى بناچار در مقابل اسلام سياسى و نظام اسلامى ميايستد و نقشى تعيين کننده در اين نبرد دارد. نقش جنبش آزادى زن در ايران صرفا به ايران محدود نميشود و کل منطقه را تحت تاثير خود قرار خواهد داد. جنبش آزادى زن دشمن سرسخت و سازش ناپذير اسلام سياسى است.

سردار طلايى، فصل تابستان و مقابله با حجاب

آزادى زن : بنظر فصل تابستان نگرانيهاى رژيم اوباش اسلامى را در تحميل حجاب اسلامى افزايش داده است. سردار طلايى فرمانده نيروى انتظامى تهران بزرگ در اين مورد ميگويد: «با فرا رسيدن فصل تابستان زمينه ها و بسترهاى ناهنجارهاى اجتماعى بيشتر ميشود و طبيعى است که نيروى انتظامى نيز فعاليت بيشترى در اين زمينه داشته باشد.» تابستان يا مبارزات مردم در تابستان عليه رژيم و عليه حجاب کداميک منشاء نگرانى اين سردار اسلام است؟ مبارزه با حجاب اسلامى چه جايگاهى در مبارزات عمومى مردم دارد؟

آذر ماجدى : حجاب يک عرصه مهم نبرد زنان و جمهورى اسلامى است. جمهورى اسلامى يک مبارزه بيوقفه عليه بى حجابى يا بقول رژيم «بدحجابى» براه انداخته است. بدرجه اى که زنان از رعايت حجاب سرباز ميزنند و از دستورات رژيم سرپيچى ميکنند، اين نبرد گسترده تر ميشود و در عين حال برايى سرکوب رژيم را کند ميکند. جمهورى اسلامى در پى يک جهاد خونين، حجاب بر سر زنان کشيد، در پى يک جدال و کشمکش نسبتا طولانى توانست زنان را در ايران محجبه کند. ولى اين دوره سريع طى شد. پس از مقاومت جمعى اوليه، براى دوره اى ما شاهد مقاومت هاى پراکنده و ضعيف بوديم. ولى اکنون اين مقاومت به يک مقاومت توده اى و اجتماعى بدل شده است. جمهورى اسلامى در مقابل زنان مستاصل و لاعلاج شده است. تهديد ميکند، التماس ميکند، تلاش ميکند سرکوب کند ولى زنان کوتاه نميايند. هشدارهاى اين سردار اسلام نيز از هراس تابستان گرم و پر تلاطمى است که در پيش است. با توجه به اتفاقات يکسال گذشته، اين تابستان آبستن حوادث داغ ترى است. با توجه به آنچه سال گذشته در فاصله ٢٠ خرداد و ١٨ تير بوقوع پيوست، اعتراضات شبانه خيابانى و جشن هاى چادر سوزان، ٨ مارس، چهارشنبه سورى، اتفاقاتى مثل آنچه اخيرا در شاهين شهر شاهد آن بوديم. تابستان امسال به کابوسى براى جمهورى اسلامى بدل شده است. دارند از حالا به پيشباز آن ميروند، تدارک مى بينند، خود را براى آن آماده ميکنند. مبارزه زنان عليه حجاب، آپارتايد جنسى، زن ستيزى اسلامى و براى آزادى و برابرى ولى روز به روز گسترده تر، توده اى تر و عميق تر ميشود.

لايحه اصلاح قانون ارث بين زن و مرد

اخيرا لايحه اى در مجلس به تصويب رسيده است که سهم ارث زنان را افزايش داده است. گفته ميشود که شوراى نگهبان با اين لايحه مخالفت خواهد کرد. رئيس فراکسيون زنان مجلس ميگويد: «از آنجا که در مجامع بين المللى، عدم تساوى ارث بين زنان و مردان در ايران به عنوان يک تبعيض آشکار بين زن و مرد محسوب ميشود، لذا تصويب چنين لايحه اى تنها تحقق خواسته به حق جامعه زنان ايرانى است که از بسيارى از اين توهمات پيشگيرى ميکند.» ارزيابى شما از اين اقدام چيست؟

آذر ماجدى : بنا بر قانون، زنان فقط از اموال منقول باقيمانده از همسر خود ارث ميبرند. قانون جديد در صورتى که به تائيد شوراى نگهبان برسد، به زنان امکان ميدهد که از اموال غيرمنقول همسر خود نيز ارث ببرند. اين قدمى است بجلو. ولى تصور نميکنم که تاثير چشمگيرى در وضعيت زنان داشته باشد. چون هم تساوى کامل ميان زن و مرد را در امر ارث هنوز برسميت نمى شناسد و همچنين کاربرد آن به قشر نه چندان وسيعى از زنان مربوط ميشود. بنظر من مايملک يک خانواده يا يک زوج بايد متعلق به هر دوى آنها باشد، چرا فرضا خانه اى که يک زن و مرد با هم در آن زندگى ميکنند بايد فقط متعلق به مرد باشد تا زن پس از مرگ او حق ارث برى از آنرا پيدا کند. يک اصلاح جدى در قانون خانواده، در زمينه مايملک، برسميت شناسى حق مالکيت مشترک زوجين است. يعنى هر آنچه يکى از زوجين در طول زندگى مشترک بدست مياورد بايد مايملک مشترک هر دو تعريف شود. اين قانون هنوز نقش زن را در خانواده تابع مرد تعريف ميکند. بالاخره هر اصلاح و بهبودى مفيد است ولى اين هنوز بسيار کم و ناچيز است. قانون خانواده بايد بکلى زير و رو و اصلاح شود.

نرخ اشتغال زنان

آزادى زن : اخيرا زهرا شجاعى، رئيس مرکز امور مشارکت زنان در رژيم اسلامى با آب و تاب اعلام کرد که نرخ اشتغال زنان از ٩٪ به ١٤٪ افزايش يافته است. از نظر شما موانع اشتغال زنان در جامعه کدامند؟ براى تامين امکان و شرايط برابر براى زن و مرد در جامعه چه بايد کرد؟

آذر ماجدى : مانع اصلى اشتغال زنان در ايران قوانين تبعيض آميز و محدود کننده و نظام عميقا مردسالارى است که در ايران حاکم است. ايدئولوژى حاکم استقلال زن را بعنوان يک انسان و شهروند نمى پذيرد، دخالت زن در زندگى اجتماعى و اقتصادى را کفر ميداند، زن را دنبالچه و مايملک مرد ميداند. کار کردن زنان و شرکت زن در زندگى اجتماعى در همين ميزان نيز به جمهورى اسلامى تحميل شده است. زنان با مقاومت در مقابل اين ايدئولوژى و قوانين حاکم و با اعتراض خود سدها را شکسته اند و وجود خود را به به نظام حاکم تحميل کرده اند. آپارتايد جنسى حاکم يک مانع مهم در مقابل اشتغال زنان است. زنان حق دستيابى به بسيارى مشاغل را ندارند و اجازه ندارند در کنار مردان کار کنند.

يک آمار تکان دهنده در جامعه ايران بيانگر تلاش زنان براى شرکت در زندگى اجتماعى و گوياى مقاومت عظيم و گسترده اى است که در مقابل نظام مردسالار حاکم شکل گرفته است. طبق آمار رسمى حدود ٦٣ درصد فارغ التحصيلان از مدارس عالى را زنان تشکيل ميدهند. اين رقم بسيار بالايى است. دختران جوان با روى آورى به تحصيلات عالى و دانشگاهى خواست خود را براى شرکت در زندگى اجتماعى و شکستن قوانين و سنن عقب مانده و ضد زن اعلام ميکنند. ولى عليرغم اين مساله پس از پايان تحصيلات درهاى اشتغال به روى آنها بسته است و هزاران مانع در مقابل آنها قرار دارد. مقامات رژيم بارها صريحا اعلام کرده اند که توازن کنونى ميان دختران و پسران در تخصيلات عالى يک خطر و هشدار جدى است و بايد در مورد آن کارى کرد.

رفع موانع اشتغال گسترده زنان لغو کليه قوانين تبعيض آميز و دست و پاگير و پس زدن اين نظام مردسالار و زن ستيز است. در يک جامعه آزاد و متمدن بايد قوانين برابر در عرصه اشتغال حاکم شود.