سخنرانى
مينا احدى در
روز جهانى
اعتراض به خشونت
بر عليه زنان
مبارزه
با اسلام
سياسى و
آلترناتيو
سوسياليستى
امروز ٢٥
نوامبر، روز
جهانى اعلام
اعتراض به
خشونت بر عليه
زنان است. من امروز
نميخواهم در
مورد ابعاد
وحشتناک ستم کشى
زنان در دنيا،
در مورد بى
حقوقى
زنان و تحقير
روزمره آنها،
در مورد قتل زنان
در خانواده و
غيره حرف
بزنم.
من ميخواهم در
مورد مبارزه
اى که بر عليه
اين بى
حقوقيها در
جريان
است،
صحبت کنم و
بويژه در مورد
مبارزه بر
عليه اسلام
سياسى و جنبش
اعتراضى
وسيعى
که بر عليه
اسلام سياسى
در دنيا و
بالاخص در
ايران در
جريان است، صحبت کنم. تم
اصلى صحبت
امروز اين است.
مبارزه بر
عليه اسلامى
چه جايگاهى در
آلترناتيو
سياسى که
امروز ما در
ايران و منطقه
تعقيب
ميکنيم، دارد. جايگاه
مبارزه بر
عليه اسلام
سياسى، در
پيشبرد يک
مبارزه
سوسياليستى
براى يک
آلترناتيو
سوسياليستى
چيست؟ سالهاى
سال است که
جنبش ما جنبش
کمونيزم
کارگرى
و حزب ما حزب
کمونيست
کارگرى،
درگير يک
مبارزه همه
جانبه، فعال و گسترده بر
عليه اسلام
سياسى است. توضيح
و تعريف اين
جنبش سياه و
ارتجاعى و
تحليل
علل به قدرت
رسيدن آن در
ايران و رشد
آن در منطقه و
بهمراه آن
توضيح
جنبه
هاى مختلف يک
مبارزه همه
جانبه بر عليه
اسلام سياسى،
باز هم يکى از دستاوردهاى
منصور حکمت
بود. حکمت در
مورد اسلام
سياسى در
مصاحبه با
پرسش شماره
٣ گفت: اسلام
سياسى از نظر
من عنوان
عمومى آن
جنبشى است که
اسلام را
ابزار
اصلى يک
بازسازى دست
راستى طبقه حاکم
و يک نظام
حکومتى عليه
چپگرايى
در
اين جوامع
ميداند و به
اين اعتبار در
رقابت بر سر
سهم خود از
قدرت جهانى
سرمايه با
بخشهاى ديگر و
بخصوص با قطبهاى
هژمونيک جهان
سرمايه دارى کشمکش
دارد. او در
همانجا توضيح
ميدهد که اين
پديده حاصل شکست
و يا عقيم و نيمه کاره
ماندن پروژه
مدرنيزاسيون
غربى در
کشورهاى مسلمان
نشين
خاورميانه از اواخر
دهه شصت و
هفتاد ميلادى
و همراه آن افول
جنبش سکولار - ناسيوناليستى
اى است که
مجرى اصلى اين
مدرنيزاسيون
ادارى و
اقتصادى و
فرهنگى
بود. جنبش
اسلامى در يک
شرايط خلا در
خاورميانه در مقابله
با چپ و
جنبش
کارگرى شکل
گرفت. امروز
در ايران بطور
مثال بعنوان
کشورى که حکومت
آن سردمدار
تروريسم
اسلامى و
اسلام سياسى
است، کماکان
يک جنبش عظيم
اجتماعى
در
جريان است. ٢٥
سال حکومت
ارتجاعى
اسلامى، ٢٥
سال خشونت
سازمان يافته
بر عليه
مردم و زنان
در اين کشور،
نتوانسته يک
حکومت عادى و
يک شرايط بى تلاطم را
در ايران
ايجاد کند. نه
فقط اين بلکه
جنبش براى
سرنگونى
حکومت و
يک
جنبش انقلابى
براى تغييرات
در اين کشور
در جريان است. مبارزه
بر عليه
حکومت
اسلامى و
سرنگونى آن
امروز بطور
تنگاتنگى با
مبارزه بر
عليه اسلام سياسى در
سطح بين
المللى گره
خورده و
فعاليتهاى ما
در سطح بين
المللى، نه فقط براى
جلب سمپاتى
افکار عمومى
براى حکومت سوسياليستى
آينده و
جلوگيرى
از
تحرکات
دولتهاى غربى
براى حمله و
به خون کشيدن
انقلاب مردم
در ايران
حياتى
است ، بلکه يک
جنبه بسيار
مهم طرح آلترناتيو
ديگرى در منطقه
و پر کردن
خلايى است که
منصور حکمت از
آن حرف ميزد. اگر
جنبش سياه
اسلامى در يک خلا و در
مقابله با
کارگر و چپ در
آن منطقه و بويژه
ايران شکل
گرفت، امروز اين کارگر
و اين چپ در
ايران حزب و
رهبرى و چهره
ها و محبوبيت
و جايگاه
خود
را دارد، و با
مجموعه اى از
فعاليتهاى
سرتاسرى
جهانى و با
جلب بيشترين احترام و
علاقه به اين
فعاليتها،
مبشر يک آلترناتيو
انسانى و
سکولار و چپ و
سوسياليستى
در منطقه است
که ميتواند و
بايد يک افق
روشن را در
زندگى
ميليونها
و ميليونها
نفر در منطقه
باز کند. ما در
دنيا مشغول
کارهاى مهمى هستيم. سرفصل
اين مبارزه
مقابله با
اسلام سياسى
است. ما در
سوئد عليه
قتلهاى
ناموسى
فعاليت کرديم
و يک روشنگرى
عظيم اجتماعى
و يک نقد عميق
به سياست
و روشهاى
دولتهاى غربى
به تز نسبيت
فرهنگى و به
راسيسم
وارونه دولتى انجام
داديم. ما در
کانادا مشغول
مبارزه اى جدى
و بسيار مهم
بر عليه دست اندازى
اسلام سياسى
به حقوق پايه
اى زنان و مردم
در اين کشور
هستيم و
بهمراه
آن پرچم دفاع
از سکولاريسم
و مدنيت و جهانشمولى
حقوق انسانى
را بلند
کرده ايم، ما
در انگليس و
فرانسه و
آلمان و در هر
جايى که
تحرکات
اسلام
سياسى و دست
اندازى به
حقوق انسانها
را مى بينيم،
پرچم مقابله
اى اجتماعى
و قابل رويت
را بلند کرده
ايم که نگاهها
و قلبها را
بسوى خود جلب کرده است. من
بعنوان کسى که
بر عليه
سنگسار
فعاليتهاى زيادى
انجام داه ام، هميشه
گفته ام که
سنگسار چنان
وحشيانه و
قرون وسطايى
است که مقابله
با آن على
الاصول ديگر
افشاگرى و کار
اگاهگرانه
نميخواهد. اما
در عمل چنين
نبود،
مجموعه
اى از پيش
داوريها و
نگرش غلط در
مورد حتى اين
پديده
وحشتناک در دنيا از
طريق دولتهاى
غربى و مديا
غربى در افکار
عمومى
پراکنده شده
بود، که
ما حتى براى
مقابله با
سنگسار بايد
اول عينکى را
که روى چشم
جامعه زده
بودند،
پاک ميکرديم و
اينرا نه در
ابعاد يک جلسه
و ١٠٠نفر،
بلکه در ابعاد ميليونى و
با راه يافتن
به مديا بايد
انجام ميداديم.
ما بايد
ميگفتيم که چسباندن
مارک اسلامى
به جوامع
معينى ارتجاعى
است. ما بايد
ميگفتيم که
مارک " زن
مسلمان" براى
زدن زير حقوق
انسانى زنان
است، ما بايد
با صداى بلند
در گوش
جهانيان مى
گفتيم که اگر
زنى در ايران
و عراق و
افغانستان
متولد شده، هويت اصلى
او نيز مثل
زنان در غرب
اينست که انسان
است و نيازها
و عواطف و
خواستهايى
دارد. اين
زنان هم اگر
کتک بخورند،
دردشان مى آيد
و اکر تحقير شوند،
ناراحت
ميشوند و اگر
سنگسارشان
کنند، بايد
دنيا بر عليه
اين شناعت
اسلامى
بلند شود. مبارزه
ما بر عليه
حجاب کودکان،
بر عليه مدارس
مذهبى و
اسلامى
و بر عليه
حجاب در محيط
کار و فعاليت
اجتماعى،
همگى جنبه هاى
يک مبارزه
بزرگ جهانى بر
عليه اسلام
سياسى است که
بسيار مهم و
تاريخساز
بوده است. امروز
در آلمان همگى
شاهد بحث مهمى
هستيم. بعد از
ترور وانگوگ
در هلند
نگاهها با
نگرانى به اين
پروبلماتيک
اجتماعى جلب
شده است. اسلام سياسى
چيست، چگونه
با آن مبارزه
کنيم، سياست دولت
آلمان چه بوده
و چه نقدى
به
آن وارد است. جايگاه
حجاب و
سمبلهاى
مذهبى در اين
بحث چيست. سکولاريسم در آلمان
چگونه است و
به کجا بايد
رفت. انتگراسيون
و جامعه موازى
در آلمان
چيست
و تقصير کدام
سياست و کدام
نگرش است که دو
جامعه موازى
در اين کشور ايجاد شده
است. همه
اينها فرصت
مناسب ديگرى
ايجاد کرده
است که ما
پاسخ به
اين
سوالات را که
سالهاى سال
است مطرح
ميکنيم يکبار
ديگر در سطح
عمومى و
وسيع
داده و سمپاتى
را بسوى
خودمان به سوى
آلترناتيو
راديکال و
سوسياليستى و راهگشا
جلب کنيم. فراخوان
من به همه شما
و همه مردمى
که شاهد اين مناظرات
هستند، اينست
که اين بحثها
را جدى گرفته و
فعالانه در آن
سهيم شويد.
ما بايد در
اين شرايط
پرچم دفاع از
جهانشمولى حقوق
انسانى، پرچم مقابله
فعالانه و
واقعى با
اسلام سياسى و
پرچم نقد
مماشات و
همسويى
دولتهاى
غربى با اسلام
سياسى را در
دست بگيرم. ديروز
اينها از کليت
اسلام
سياسى
با سکوت در
مقابل نقض
وحشيانه حقوق
انسانى در
ايران و
افغانستان و الجزاير و
غيره ومماشات
با دولتها و
باندهاى ترور
اسلامى ، دفاع
ميکردند. و
امروز با دفاع
از اسلام " معتدل"
باز هم از
اسلام سياسى
دفاع ميکنند. در ميتينگى
که هفته گذشته
در شهر کلن
بود، کلوديا
روت مسئول حزب
سبز و مقامات دولتى
رنگارنگ
آلمان، مثل
شيرين عبادى و
سروش و دو
خرداديها از
تطابق
اسلام
با حقوق بشر و
مقابله اسلام
با ترور حرف
ميزدند و آب
تطهير بر سر اسلام و
اسلام سياسى
مى ريختند. تروريستهاى
بالقوه و
بالافعل در
بغل دولت
آلمان
آرميده اند و
در ميتينگ هم
از صحنه کنار
کذاشته شده
بودند، و همگى اندر
فوايد مقابله
با ترور سخن
فرسايى ميکردند.
اما
تروريستها در
مرکز برلين
دفتر و دست
دارند، سفارت
حکومت اسلامى در
برلين يکى از
آدرسهاست. مراکز
اسلامى متعدد
نيز بقيه
آدرسها. ترور
فقط بمب
گذاشتن در
مراکز رفت و آمدنيست. ترور
يعنى مجبور
کردن کودک به
حجاب که از
طريق مساجد
اسلامى در
آلمان
پيش برده
ميشود، ترور
يعنى دفاع از
قتل ناموسى و
يعنى دست
اندازى به
حريم
زندگى مردم و
مجبور کردن
آنها به اداى
فريضه هاى
مذهبى و يعنى
تهديد
هر
کسى که علنا
بر عليه اسلام
حرف ميزند و
آنرا نقد
ميکند. همين
را ما افشا
ميکنيم. مبارزه
با اسلام
سياسى در
آلمان ، براى
ما به معنى
دستگيرى و
بر
طبق مدل حکومت
اسلامى
ايران، اعدام
چند نفر نيست،
مقابله با
اسلام
سياسى
در آلمان يعنى
طرح صورت
مسئله واقعى،
يعنى کشاندن
اينها به زير
نور افکن،
يعنى کوتاه
کردن دست اين
جريانات از زندگى
مردم در
آلمان، يعنى ندادن
امکانات
دولتى به
اينها براى
تحميل حجاب
اجبارى به
زنان و تدريس قران و
نحوه سنگسار
کردن به
کودکان، يعنى
مقابله با
حجاب کودکان و
ممنوع
کردن
آن، يعنى
مقابله با
خشونت بر عليه
زنان در
خانواده هايى
که از کشورهاى
اسلام زده
آمده اند. همين
هفته گذشته
روزنامه
اشپيگل نوشت
خشونت
در
خانواده هاى
مهاجرى که از
ترکيه و يا
کشورهاى
اسلام زده
آمده اند، بر عليه زنان
سه برابر زنان
آلمانى است. دولت
آلمان و
گروههاى
متعدد مدافع حقوق زنان
و غيره تا
امروز با پرچم تولرانس
در مورد همه
اين مسائل
سکوت کرده اند،
مقابله با
اسلام سياسى
يعنى عوض
کردن اين جهت،
و افشاگرى و
مقابله با آن،
کارى که ما
ميکنيم. ما
نحوه مبارزه
موثر بر عليه
اسلام سياسى
را طرح ميکنيم
و همه اينها
همانطور که گفتم يک
مبارزه مهم
جهانى است. اگر
دولتهاى
غربى،
دولتهاى
سرمايه دارى
در همسويى
با اسلام
سياسى تا همين
امروز در
مقابل چپ و
سوسيالسيم
ايستاده
اند،
ما با يک جنبش
وسيع جهانى بر
عليه اسلام
سياسى با
مردم، با
بشريت
متمدن
و مترقى
ملاقات
ميکنيم و يک
جبهه وسيع جهانى
بر عليه اينها
ايجاد
ميکنيم
در دفاع از
سکولاريسم،
در دفاع از
حقوق انسانى و
در دفاع
سوسياليسم . با سرنگونى
حکومت اسلامى
در ايران و با
پشتيبانى
افکار عمومى
در دنيا،
ما
طليعه يک
دنياى بهتر را
نه فقط در
منطقه بلکه در
دنيا باز
خواهيم گشود.
به
جبهه جهانى
عليه اسلام
سياسى
بپيونديد.