در
باره
تاثیرات
کمپین مینا
احدی علیه
اسلام در
آلمان! مهرنوش
موسوی تقریبا
رسانه ایی
نیست که با
وجود سیاست
دربهای
آهنین
ژورنالیسم
آلمانی از
وجود یک جنبش
علیه اسلام
توسط مینا
احدی و
یارانش صحبت
نکرده باشد.
کافی است شب
که از سر کار
به خانه
برمیگردید،
فقط انگشتان
دستتان را
روی کنترل
تلویزیون
حرکت بدهید
تا یکهو
چشمتان به
مصاحبه مینا
احدی بیفتد
که در حالیکه
در پشت سرش
عکس مسجد را
نشان میدهند،
همانگونه که
عادت دارد
انگشت سبابه
اش را به
آسمان تکان
می دهد و فوری
میفهمید در
این کانال
علیه خدا
خبرهایی هست.
برای من که نه
در یک کشور
اسکاندیناوی
زندگی می کنم
که حداقل به
این سختیها
نیست این
دژهای آهنین
ژورنالیسم
دولتی را
شکستن، دیدن
چنین صحنه
هایی نه فقط
لذت بخش است،
بلکه میدانم
چه زحمتی باید
کشیده شود تا
چنین اتفاقی
بیفتد. مسئله
فقط این نیست
که عکس مینا
احدی را نشان میدهند
و با او
مصاحبه
میکنند،
مسئله این
است که یک
صدایی و یک
پرچمی به
قامت بسیار
بلندی علیه
اسلام سیاسی
در یک مملکتی
بلند شده است
که چپ آن،
خیلی که
رادیکال
میشد از حماس
دفاع میکرد! این آن
پرچمی است که
بلند شده است
و امروز نه فقط
در محافل
اندک
خودمانی با
کلی جر و بحث،
بلکه در
دانشگاه و
محل کار و
مدرسه دخترم
جلو مرا
میگیرند و از
این جنبش
میپرسند و
نظر ما را
میخواهند.
این پرچم در
یک کشوری بلند
شده که
کنسرنهای
بزرگ بیمه
های درمانی و
بیمه های شخص
ثالث به
مادران تنها
تخفیف نمی
دهند، ولی
رسما و
قانونا در
آلمان به مرد
مسلمان چهار
زنه تخفیف
میدهند! در
مملکتی که
جلو چشم ما
درهای استخر
را به روی بچه
هایمان می
بندد تا روز
مخصوص مردان
اسلامی باشد
که گناه
کبیره مرتکب
میشوند اگر
یواشکی زنان
"نامحرم" را
نگاه کنند! در
مملکت
کلاسهای
قرآن، ذبح
اسلامی،
حجاب کودک،
در مملکت حکم
دادگاههایی
که کتک زدن زن
"مسلمان" را
برای سر عقل
آوردنش نه
راه دور،
همین جا، بغل
گوش ما در شهر
فرانکفورت
مشروع و
قانونی
شمردند. در این
وانفسا صدای
مینا احدی و
کمپین ضد خدا و
دینش یک تلاش
انسانی و
مشروع و
قهرمانانه
است. نمی دانم
چند نفر، چند
نفر کمونیست
پیدا میشوند
که حاضر
باشند خانه
خودشان
برایشان به
این خاطر و از
تهدید
اسلامیها و
محافظت پلیس
تبدیل به
زندان بشود.
دختر من وقتی
گزارش تلویزیون
را در باره
زندگی کنونی
مینا و
تهدیدهای
اسلامیها
دید به یاد
دختر مینا
افتاد و ناراحت
شد، گفت که
مطمئن است که
او همیشه برای
مادرش نگران
است. این
هزینه ایی
است سنگین برای
مبارزه یک
نسل! برای
مبارزه یک
جنبش! جنبشی که
در آلمان
متولد شده
است. روی کاغذ
نیست. آرزو
نیست. در
محافل
دانشگاهی،
تا مدارس و روزنامه
ها و تلویزیون
از آن صحبت
است. کمپین
مینا احدی
چون اسم
اتحادیه
ساخته و
پرداخته شده
سراسری "مسلمانان
آلمان" را با
از "اسلام
گریختگان" عوض
کرده است، در
همه محافل
سیاسی و خبری
مطرح و باعث
شده است خود
آنها اذعان
کنند که از
این پس باید
از این
اتحادیه
جدیدالتاسیس
هم اخذ نظر
کنند. به نظر
من کلیه
کمپینهایی
که مینا احدی
در زندگیش
برپا کرده،
تا به حال
چنین موفقیت
و چنین وسعتی
را به خود
نگرفته است.
تشخیص درست
برپایی چنین
کمپینی درست
در بزنگایی که
جامعه آلمان
و هم در سطح
اروپا به یک
فریاد ضد
دینی و به
خلاصی از شر
اسلام محتاج
است و آن را با
آغوش باز
استقبال
میکند به موفقیت
این پروژه
کمک کرد. این
کمپین به
جایی رسیده
است که دیگر
حتی تشتت
فعلی جنبش
کمونیسم کارگری
هم فاکتور
بازدارنده
ایی نیست. فقط
جای تاسف است.
چرا که 4 سال
پیش، صرف
انتشار یک
نشریه و
تاکیدات
قلمی در باره
ضرورت برپایی
جنبش
بیخدایان
بیشتر همه را
به وجد می آورد
تا عملی شدن
امروز آن. بهر
رو امروز این
کمپین روی
شانه خود
افکار عمومی
مترقی
آلمان، که سالهاست
پس از مارکس
به پرچمش
محتاج است
تحویل گرفته
و به پیش برده
خواهد شد.
امیدوارم که
چپ ایران و
جنبش
رویگردانی و
خلاصی از مذهب
جوانان
ایران آن را
دریافته و از
آن سکویی
برای پرش به
ارتفاع
بالاتری
بسازد. تعداد
تلویزیونهای
فارسی زبانی
که درهای خود
را به روی
مینا احدی و
این کمپین
باز کرده
اند، در مقایسه
با آلمانیها
و
اروپاییها،
بسیار کم است.
شاید هم
انتظار
بیهوده ایی
است. سلطنت طلبان
وقت دیگری
ندارند. فعلا
برنامه ها را
به جای
خادمان
مساجد به
زنگوله
داران
کلیساهای لس
آنجلس
فروخته اند
تا دقایقی
آقایان را با
خطبه هایشان
به خلسه
ببرند! لازم
دارند! اما من
همینجا برای
مینا احدی و
دست
اندرکاران
این کمپین
بسیار آرزوی
موفقیت
میکنم. خود را همراه
این جنبش
عظیم میدانم
و به سهم خود،
ولو کوچک،
تلاش میکنم
که آنرا
گسترش دهم. به
نظر من این
کمپین الان
باید وارد
فاز دادن یک
منشور سیاسی
با خواستهای
مشخص شود.
برچیدن
مدارس فیضیه!!
و فرآن،
ممنوعیت
حجاب کودک،
برچیدن امتیازات
مالی بر شبکه
ها و مساجد و
"مسلمانان" و
غیره از آن
جمله است. اما تا
همین جا هم
راه دشوار
زیادی
پیموده شده
است. قابل ارج
و احترام است |