مصاحبه
با مینا احدی
جبهه
جهانی علیه
مذهب و اسلام
سیاسی
به نقل از
نشریه سکولار
شماره 21
محمدرضا
پویا: مینا احدی
با تشکر از
وقتی که در
اختیار ما
گذاشتید.
اولین
سوالی که دارم اینه
که چی شد این
کمپین (کمپین
ما از مذهب رویگردانيم)را
راه انداختید؟
انگیزه راه
انداختن کمپین
چه بود ؟ به چه
چیزی می خواستید
پاسخ بدهید؟
مینا
احدی: قبلأ لازم
است تاکيد کنم
که دهها نفر
از فعالين
سياسي٬ چپ و
کمونيست و
چندين سازمان
سکولار و ضد
مذهب از آلمان٬
ترکيه و عراق
و ايران در
سازمان دادن
اين حرکت نقش
جدي داشته و
دارند.
اما در مورد
سوال شما در
مجموعه می
توانم بگویم ما شاهد یک
روندی هستیم
بدینگونه که
اسلامی ها و
جنبش اسلام
سياسي با زیر
پا گذاشتن
حقوق انسانها
در کشورهای
مختلف سعی می
کنند که در
سياست و در
زندگي مردم
نقش بازي کنند.
من در کشور
آلمان زندگی می
کنم، سیری که
در آلمان طی شده
است
نشاندهنده
رشد جریانات
اسلامی در چند
سال اخیر می
باشد. در
مجموعه کمپینی
که ما در
آلمان شروع
کردیم کمپینی
است علیه
دخالت مذهب و
اسلام و اسلام
سیاسی در زندگی
مردم در
کشورهای
مختلف اروپایی.
الان در
کشورهای
اروپایی ناظر این
هستیم که
سازمانهای
اسلامی
سعی می کنند در زندگی
مردمی که از
کشورهای
اسلامزده
فرار کردند و یا
بعنوان مهاجر
در این کشورها
زندگی می
کنند، وسیعا
دخالت کنند. این
جریانات کم کم
دارند
با دولتهای
اروپایی طرف
حساب می شوند.
خودشانرا نماینده
میلیونها نفری
حساب می کنند
که از کشورهای
اسلامزده آمده
اند. در آلمان
طبق آماری که
دولت ارئه
داده است سه و
نیم میلیون نفر از
کشورهای
مختلف مثل ایران
عراق ، کشورهای
عربی و ترکیه در اینجا
ساکن هستند.
اخیرا
دولت آلمان
کنفرانسی را
با سازمانهای
اسلامی
برگزار کرد
که اسمش
کنفرانس
اسلام بود که
درآنجا در
مورد انتگره
شدن یا ادغام
این سه و نیم میلیون
جمعیت در کشور
آلمان
به بحث
پرداختند، که
در این
کنفرانس طرف
حسابشان
سازمانهای
اسلامی بودند.
این کنفرانس
در سپتامبر
سال 2006 برگزار
شد که بسياري
از آن
بعنوان یک
اسکاندال سیاسی،
ياد کرده اند .
از طرف دیگر
ما در کشورهای
آلمان ، سوئد
و انگلیس و...
شاهد قتلهای
ناموسی ، شاهد
گسترش حجاب
کودکان، شاهد
تلاش جریانات
اسلامی برای
گسترش مدارس
اسلامی و
خلاصه با
مجموعه ایی از
اسلامیزه
کردن زندگي
اين جمعيت
چندين
ميليوني هستیم.
به همین دلیل
و در اعتراض
به روند رشد و
گسترش همکاري
سازمانهای
اسلامی با
دولتهاي غربي
و دخالت آنها
در زندگی مردم
و همینطور
برسمیت شناسایی
این جریانات
از طرف دولتها
ما این کمپین
را آغاز کردیم.
این کمپین
در آلمان شبیه به یک
کمپینی است که جنبش
زنان در آلمان
در چند دهه
قبل آنرا
فراخوان داده
بودند. در سال 1971
زنان و فعالین
جنبش زنان در
آلمان در
اعتراض به
ممنوعیت سقط
جنین ، که
بعلت غیر
بهداشتی و مخفی
بودن سقط جنين٬
جان بسیاری از
زنان را به
مخاطره مي
انداخت، کمپین
" من سقط جنین
کرده ام" را
آغاز نمودند. 250
نفر از زنان
از اقشار
مختلف: زنان
کارگر، زنان
دانشجو زنان
تحصیلکرده و... با
انتشار عکس و
مشخصاتشان این
کمپین را
اعلام و معرفی
کردند٬ اين
کمپين خیلی
خوب پیش رفت.
ما هم سعی کردیم
بر اساس این
الگو عمل کنیم به همین
علت این
کمپین ما با
کمپینی که
زنان در آن
سالها پیش
بردند، تداعی
معاني شد. ما
کارمان را بعد
از تشکيل سازمان
"ما از مذهب
رويگردانيم"٬
با یک کنفرانس
مطبوعاتی که
انعکاس بسیار
وسیعی در
آلمان داشت،
شروع کردیم.
لازم به
توضيح است که
ما بر اساس
تحليلي که از جامعه
جهاني و بويژه
آلمان داشتيم
ميديديم که يک
جنبش سکولار٬
و ضد مذهب در
حرکت و جنب و
جوش است. خود
ما سالها براي
سمت و سو دادن
به اين حرکت
فعاليت کرده بوديم.
اما در يکي دو
سال اخير به
اين نتيجه رسيديم
که اين جنبش
سکولار بايد
سخنگويان و
رهبران خودش
را در مقابل
جريانات
مذهبي و
حاميان آنها
براي ايجاد
جامعه اي بدون
دخالت مذهب به
جلو سوق دهد.
در حقيقت
تشکيل اين
سازمان و
پيشبرد کمپين
عليه دخالت
مذهب و بويژه
اسلام سياسي
براي
جوابگويي به
نياز اين جنبش
بود.
محمدرضا
پویا: اما تصور
نمی کنم که
ابعاد این کمپین در
آلمان و یا در
کشورهای
اروپایی
بماند. فکر می
کنم این کمپین
بگونه ایی در
ایران هم
منعکس خواهد
شد. توضیحاتی
که دادید بنظر
می رسد که کمپین
خیلی محلی
باشد ولی
انعکاس این
کمپین جهانی
است، چه فکری
به حال این
مسئله کرده اید؟
برای ایران چه
فکری کردید؟چگونه
این کمپین را
به جنبش ضد
مذهبی در ایران
وصل می کنید؟
و چگونه می
خواهید در راس آن
جنبشی که الان
در ایران هست
قرار بگیرید؟
مینا
احدی: طبعا
مبارزه ایی که
ما در آلمان
شروع کرده ایم
٬ انعکاس
مطبوعاتي
گسترده و بین
المللی آن ،
تنها گوشه اي
و بخشی از
جبهه جهانی
مبارزه علیه
اسلام سیاسی
است. ما قبلا
در اين مورد
بارها نشستیم
و فکر کردیم و
جلسه گرفتیم.
طرح و نقشه
ريختيم و راه
هاي پيشبرد آن
را بررسي
کرديم. بطور
کلی در کشورهای
مختلف جنبش ما
و فعالین علیه
مذهب، سعی
کردند علیه
مماشات
دول غربی با
رژیم اسلامی و
گروهای اسلامی،
نقش بازی
کنند. برای
مثال ما در جریان
قتلهای ناموسی
با جنبش اسلام
سیاسی درگیر
شدیم. ما در یک
عرصه دیگر با
تزها و تئوری
هایی مقابله
کردیم که
رابطه حسنه
دول اروپایی
با دولت ها و
جریانات
اسلامی را توجیه
می کرد.
دول
اروپایی
اهداف اقتصادی
و سیاسی معینی
را در این
رابطه دنبال می
کنند که در
نهایت اینها
با جریانات
اسلامی در
کنار هم قرار
می گیرند.
درست است که این
کمپین از یک
کشور آغاز شده
است ولی نفس
استقبالی که
از آن در سطح
دنیا شد نشان
می دهد که
جهانیان
منتظر یک چنینی
حرکت و جنبشهایی
هستند و در حقیقت
از آن دفاع می
کنند و آنرا
پاس می دارند.
این حرکت بطور
مستقیم به
مبارزاتی که در ایران بر علیه
اسلام، رژیم
اسلامی و
اسلام سیاسی
در جریان است
وصل است. جنبشی
که در آلمان
به اسم " ما از
مذهب
رويگردانيم"
شروع شده است
در ادامه
مبارزاتی است
که در ایران
بر علیه جمهوری
اسلامی با
وسعت و با
گستردگی تمام
در جریان است.
ما در
مجامع مختلف بین
المللی شرکت می
کنیم و بطور
مستمر بر علیه
تصویری مبارزه
ميکنيم که
جمهوری اسلامی ایران
را برایند
فرهنگ و هویت
مردم می داند.
گویا ما در ایران
با مردمی طرف
هستیم که
مهمترین هویتشان
مسلمان
بودنشان است.
گویا ما در دنیا
با کشورهایی
مواجه هستیم
که به کشورهای
اسلامی و
مسيحي و يهودي
و... تقسيم شده
اند. ما به جنگ
این تصویر
رفته ایم. دول
اروپایی با
توجیهاتی از این
قبیل نهایتا
رژیم اسلامی
را چکیده و
نماینده
فرهنگ و تمایلات
مردم کشور
قلمداد می
کنند. ما همیشه
گفته ایم که ایران
کشوري اسلامی
نیست،
همچنانکه
آلمان و
فرانسه و
انگليس و آمريکا
کشورهاي
مسيحي نيستند.
کسي که کشورهاي
مختلف را بر
اساس مذهب
تقسيم بندي
ميکند ميخواهد
هويت انساني
آدمها را
حاشيه اي و
هويت مذهبي
آنها را
برجسته کند.
اين يک تز و
سياست خطرناک
است. بر اساس
همين تز
دولتهاي ملي-
مذهبي و قومي
درست ميکنند.
جايگاه
شهروند
متساوي الحقوق
را به پيروان
مذاهب مختلف
تقليل ميدهند
و مردم را به
مليتهاي کاذب
منتصب ميکنند.
در مقابل اين
تزها ما بر
انسان بودن
انسانها و
هويت انساني
آدمها تاکيد
ميکنيم.
رژیم
اسلامی نتیجه
مسلمان بودن
مردم نيست
همچنانکه
نتيجه انقلاب
مردم نبود.
بلکه ضد
انقلاب اسلامی
در ايران با
سرکوب و کشتار
وسیع صدها
هزار نفر
توانست قدرت
را قبضه و به حیات
خود ادامه
دهد. همیشه
گفته ایم در ایران
یک جنبش وسیع
علیه اسلام
وجود دارد. یک
جنبش ضد مذهبی،
یک رنسانس در
ایران دارد
اتفاق می
افتد. در واقع
حرکتی که ما
شروع کردیم
پشت خود را به این
جنبش داده
است و
ما داریم
به اسم این
جنبش در سطح بین
المللی حرف می
زنیم و
از آن دفاع می
کنیم. ما داریم
می گوییم که
مردم در ایران
علیه جمهوری
اسلامی هستند
، علیه اسلام
سیاسی هستند،
نه تنها در ایران
بلکه در عراق
و افغانستان و
مصر و مراکش
و ... ما از جنبش
اعتراضی و
سکولار مردم
دفاع می کنیم.
بلند گویی هستیم
که این
اعتراضات را
در سطح بین
المللی منعکس
می کنیم
و در حقیقت
همانطوریکه
که گفتم جبهه
های مختلف
مبارزه علیه
اسلام سیاسی
را نمایندگی
می کنیم.
ما
در سطح عملی و
مبارزات جاري
باید
به اعتراضاتی
که در
خاورمیانه و
باالخص در ایران
در جریان است،
متکی باشیم.
ما در خاور میانه
و در یک سطح کلی
تری در جهان
با مردمی طرف
هستیم که بر
علیه اسلام سیاسی
و باندهای
تروریستی در
حال مبارزه
هستند. اینها یک
جبهه هستند و
این جبهه یعنی
جبهه سوم٬ اين
جبهه
انسانهاي
مدرن و مترقي
است که هم بر علیه میلتاریسم امریکا
و مماشات دول
غربی با اسلام
سیاسی و هم بر
علیه تروریسم
اسلامی ایستاده
و مبارزه می
کند.
در
حقیقت کاری که
ما در آلمان
شروع کرده ايم
انعکاسی است
از مبارزاتی
که در ایران و
خاورمیانه و
در سطحي بين
المللي بر علیه
جنبش اسلام سیاسی در جریان
است. به نظر من
کل این
مبارزات به
همدیگر وصلند
و کل این
اتفاق این تصویر
را بدست می
دهد که مردم
بر علیه اسلام
سیاسی هستند و
بدین شکل می
خواهند
مبارزات
خودشانرا اکو
بدهند. این
نشان می دهد
که این جنبش
اعتراضی
محدود به یکسری
فعالین
سرشناس
مانند تسلیمه
نسرین، ايان
هرسی علی و
نوال السعداوی
نیست بلکه این
یک جنبش عظيم
اجتماعي است و
این جنبش را
باید در دنیا
دید ، برسمیت
شناخت، از آن
دفاع کرد و
آنرا تقویت
نمود. ما خود
را متعلق به
اين جنبش
ميدانيم.
محمدرضا
پویا: اگر در ایران
کسانی
بخواهند
خودشانرا از
لحاظ سیاسی به
اين جنبش وصل
کنند چه
مجموعه شعار
هایی را باید
مطرح کنند؟
پلاتفرم شما
برای جنبش ضد
مذهبی در ایران
چیست؟ در ایران
به چه چیزی
اعتراض دارید؟
مينا
احدي: انعکاس وسیع
حرکتی که در
آلمان راه
افتاد
نشاندهنده این
است که دنیا
تشنه این حرکت
است. ما تلاش می
کنیم که این
جنبش و حرکت
در سراسر دنیا
گسترش پیدا
کند، بطور
مشخص ما به
جنبش ضد مذهبی
در ایران و
کشورهای
اسلامزده
اميدواريم که
بتواند
قدمهاي جديتري
را بردارد. ما
در سطح بین
المللی
انتشار
پلاتفرمی را
در دستور کار
خود گذاشته ایم
که بر علیه
اسلام سیاسی و
عليه سهم
خواهي اين
جنبش است. ما تلاش
ميکنيم هم در
سطح تئوریک هم
در سطح عملی
پلاتفرمی
باشد راهگشا
که همه
مبارزات را به
هم وصل کند و
جبهه وسیعی را
در مقابل
اسلام سیاسی
بمیدان آورد.
روی این
پلاتفرم داریم
کار می کنم ولی
سعی می کنم سر
فصلهای مهم این
پلاتفرم که به
بحث امروز
مربوط است را
توضیح دهم.
نکته اول این
است که جنبش
اسلام سیاسی
بکمک دول غربی
رشد کرده است.
در یک مقطع
تاریخی معینی در
ارتباط با
دخالت شوروی و
ترس از رشد
کمونیسم روسی
، دول غربی در
افغانستان و
در مقطع
انقلاب در ایران
از دار و دسته
های اسلامی در
کسب قدرت، حمایت
کردند. پس از این
وقایع تقسیم
بندی اسلام سیاسی
به جناح
فاندامانتالیسم
و جناح " عاقل
و ميانه رو" به
تئوری و سیاست
رسمی دول غربی
تبدیل گردید.
کسی که بخواهد
در سطح بین
المللی
مبارزه ایی را
بر علیه اسلام
سیاسی به پیش
ببرد باید تکلیف
این تئوری را
روشن کند. ما
به این پاسخ
دادیم ولی
بنظرم در سطح
بین المللی با این
تئوری و ترند
کماکان باید
مقابله کرد.
بحث دیگری
که مطرح می
کنند مسئله
عدم ایجاد
تنفر از اسلام
است وقتی ما جریانات
اسلامی را در
کلیت خود نقد
می کنیم ،
اسلامیزه
کردن زندگی
مردم را در
کشورهای
مختلف نقد می
کنیم،
بلافاصله این
پرچم را جلو
ما می گیرند
که نفرت از
اسلام را نباید
ایجاد کرد.
پاسخ اینرا
حتما باید
داد. پلاتفرمی
که ما از آن
دفاع می کنیم
در
رابطه با این
مسئله پاسخ
دارد. نکته دیگر
این است که جریانات
اسلامی
مجموعه ایی از
کثافات راسیستی
و مذهبی را به
همراه خود
وارد دنیای سیاست
کرده اند. از
جمله فعالين
مذهب مسيحيت و
دولتهاي غربي
از ترس نفوذ
اسلام سياسي
پای کلیسا و
مسيحیت را
مجددا به زندگی
مردم باز کرده
اند. کلیسا و
مسیحیتی که
توسط مردم
سکولار و جنبش
سوسیالیستی و
ترقی خواه پس
رانده شده بود
و در حاشيه
جامعه سير روبه
افول داشت. در
چنین فضایی
مذاهب دیگر این
امکان را می یابند
که با
حمله به پایه
های سکولاریسم جوامع
غربی، دخالت
خود را در
جامعه گسترش
دهند.
وقتی
در کشورهای
اروپایی علیه
اسلام، علیه
مدارس مذهبی و
یا دخالت قران
در زندگی مردم
حرف می زنیم
باید
بلافاصله
پرچم مبارزه
با همه مذاهب
را به اهتزاز
در آوریم. یعنی
باید بگوییم دست
مذهب از زندگی
مردم کوتاه یعنی
همه مذاهب، باید
بگوییم مذهب
از دولت و
آموزش و پرورش
باید جدا
باشد. مثلا در
المان نمی شود
علیه مدارس
مذهبی حرف زد
ولی در مورد
مدارس مذهبی
که توسط کلیسا
اداره می شوند
که در آنجا به
کودکان اموزش
ميدهند که اول
دعا بخوانند
بعد غذا
بخورند، حرفی
نزد. می خواهم
بگویم
پلاتفرمی که
ما در سطح دنیا
از آن دفاع می
کنیم پلاتفرمی
است علیه مذهب
بطور علی
العموم و دفاع
از مذهب زدایی
در جامعه.
این
یکی از بندهای
پلاتفرمی هست
که داریم روی
آن کار می کنیم
وبزودی منتشر
خواهد شد. آنجایی
که در مورد ایران
پرسیدید
طبعتا همه این
بندها صادق
است. ما در ایران
علیه حکومت
اسلامی ، علیه
دخالت اسلام
در سیستم اداری
در دولت و در
آموزش و پرورش
هستیم. در عین
حال ما خواهان
مذهب زدایی در
جامعه هستیم.
پلاتفرمی که
در ایران می
شود کاملا از
آن دفاع کرد این
است که دست
مذهب از زندگی
مردم باید
کوتاه شود و دست
اسلام بطور ویژه
اسلام سیاسی
را بايد قطع
کرد. در ايران
پلاتفرم
سرنگوني فوري
حکومتي است که
با ترور و
سرکوب و کشتار
و زندان سر پا
است.
اسلام
سياسي در ایران
با زندان ،
شکنجه،
اعدام،
سنگسار و با یک
خشونت تما عیار
در قدرت است. یک
جنبش وسیع
اجتماعی در ایران
بر علیه تمامی
نمادهای
اسلامی در حال
حرکت است و
مشغول مبارزه
با رژیم اسلامی است. پس یک
بخش پلاتفرم
ما این خواهد
بود که بر این
نکته تاکید کنیم
که یک جنبش
اجتماعی گسترده
علیه اسلام سیاسی
در ایران و در
کشورهای دیگر
هست و ما میخواهیم
در دنیا
به اعتراضات
این جنبش
گسترده
اجتماعی دامن
بزنیم تا در سطح بین
المللی میدان
عمل وسیعتری پیدا
کند. من روی این
نکته تاکید می
کنم برای اینکه
بعضا مبارزاتی
که در جریان
هست به افراد
نسبت داده می
شود مثلا ایان
هرسی علی و یا
دیگر فعالین
سرشناس این
عرصه. افرادی
که بعضا هیچ
ربطی به
مبارزات ذکر
شده ندارند و یا
اصلا نمی
توانند رابطه
و جایگاه
خودشانرا با
جنبشهای
اجتماعی
اعتراضی
موجود را توضیح
دهند.
شاید ویژگی
کاری که ما در
آلمان داریم
انجام می دهیم
و ویژگی
سازمانی که من
مسئولش هستم این
است که
من و تعدادي
از فعالين اين
حرکت در آلمان
با یک حزب معین
(حزب کمونيست
کارگري ايران)
کار می کنيم،
با یک جنیش معین
تداعی می شويم
و از ایران
آمده ايم و با
مبارزات
اجتماعی
گسترده مردم
در ایران علیه
جمهوری اسلامی
علیه اسلام سیاسی
، علیه
اسلام و مذهب٬
تعریف و تداعی
می شويم و این
بنظرم نقطه
قدرت اين جنبش
است . خلاصه اینکه کمپین و
پلاتفرم ما باید
جواب بحثهای
جاری را بدهد
مانند بحث ایران
یک کشور اسلامی
نیست، هیچ
کشوری کشور
اسلامی و يا
مسيحي و
يهودي
نیست و اینکه
ما با یک جنبش
ارتجاعی و عقب
مانده طرفیم
که برای در
قدرت ماندن و
بقدرت
رسیدن کاملا
پراگماتیستي
عمل می کند.
اسلام و همه
مذاهب ظرفیت اینرا
دارند که
فرمان قتل
مردم را
بدهند، زنان را
توی کیسه
بکنند و تمام
عقب ماندگی و
ارتجاع
را نمایندگی
کنند و دارند
همین کار را
هم می
کنند. در عین
حال ما با یک
جنبش اجتماعی
وسیع طرف هستیم
که مشغول
مبارزه
بر علیه اینهاست.
مبارزه علیه
اسلام سیاسی ،
دفاع از
سکولاریسم ،
دفاع از
جهانشمولی
حقوق انسانها
و دفاع از
مذهب زدایی در
جامع بطور علی
العموم از
مهمترین
بندهای
پلاتفرم ماست.
محمدرضا
پویا: شما گفتید
که بخشی از
کاری که جنبش
شما دارد پیش
می برد مبارزه
با مماشات دول
اروپایی با جریانات
اسلامی است .
سوال این است
که این جنبشی
که راه
افتاده
چقدر دامن جریانات
اسلامی را می
گیرد و چقدرش
علیه این
مقوله سازش و
مماشات دول
اروپایی است؟
مینا احدی : این مبارزه ایی است که همزمان و موازی به پیش می رود. زمانیکه ما در آلمان اعلام موجودیت کردیم ،هر جا که رفتیم در مورد هر دو پدیده حرف زدیم برای اینکه بنظر من اینها به هم وصلند. ما در سطح جهانی باید مماشات دول اروپایی با جريانات اسلامي، میلیتاریسم امریکا و اسلام سیاسی را به عنوان یک پدیده و یک پکج واحد عنوان کنیم. نمی توانیم اینها را از هم تفکیک کنیم. شما می روید وسط گود سیاست در یک کشور و می خواهید علیه مجموعه اتفاقاتی که دارد می افتد نظر بدهید و اعتراض کن®