گزارش هاي روزانه از آلمان

محمد آسنگران

 

چرا گزارش روزانه:

اخيرأ با اعلام موجوديت سازمان "ما از مذهب رويگردانيم" جامعه آلمان شاهد وجود و تولد يک پديده تازه اي شده است.  اين پديده در حقيقت فقط شکل سازمانيافته گوشه اي از يک جنبش اجتماعي بزرگ و بروز سازماني اين جنبش عليه دخالت مذهب در زندگي مردم است. باتوجه به اينکه ابعاد فعاليتها و تاثيرات اين حرکت در آلمان بسيار وسيع است و خوشبختانه اکنون ابعادي جهاني يافته است٬ اما متاسفانه تا کنون به زبان فارسي کمتر منعکس شده است. من تصميم گرفتم که ابعاد اين کمپين را هر چند مختصر به زبان فارسي براي علاقه مندان گزارش کنم. طبعأ هنگامي که ميگويم مختصر من ميتوانم فقط اهم اخبار و اتفاقات را بنويسم. زيرا فکر نميکنم هيچ کس وقت و توان اين را داشته باشد که کل اين مطالب٬ مصاحبه ها و گزارشات و تاثيرات اين فعاليتها را بيان کند. زيرا تا همين اکنون که مشغول نوشتن اين مطلب هستم چند هزار گزارش. مصاحبه٬ مطلب٬ نقد بررسي و.. .... از اين کمپين و در مورد اين سازمان و کمپيني که پيش ميبرد منتشر شده و در سايتهاي مختلف و ديگر رسانه ها درج  و منتشر شده است.

 

اين تصميم را گرفتم زيرا 1- خودم يکي از فعالين و بنيانگزاران اين سازمان ميباشم و از نزديک در جريان کل مسايل آن هستم. دومأ شانس اين را دارم که لحظه به لحظه در جريان فعاليتهاي رهبران و سخنگويان اين سازمان باشم. سومأ به دليل شرايط زندگيم روزانه چون يک نفر به جواب تلفنها و مراجعه کنندگان نميرسد عليرغم اينکه مسئوليتي در اين زمينه ندارم ناچار به جواب گويي به مراجعه کنندگان هستم. مخصوصأ که مينا احدي دبير اين سازمان از روز علني شدن و اعلام آن در آلمان به دليل مراجعات بيش از حد رسانه هاي خبري و سياسي وقت آنرا ندارد تنهايي به آنها جواب بدهد و مشکلتر اينکه وقت آنرا ندارد که ابعاد اين فعاليتها را به زبان فارسي کتبي کند. من تصميم گرفتم که اين وظيفه را به عهده بگيرم. اميدوارم با همکاري ديگر دوستان بتوانم اهم اين گزارشات و اتفاقات را به خوانندگان فارسي زبان منتقل کنم. به اميد نشريه اي به زبان فارسي به منظور انعکاس اين فعاليتها.

* * * * * * * * * * * * * * * * * *

من در اينجا از فعاليتهاي دو روز اخير اين کمپين و فعالين آن کمي حرف ميزنم و سعي خواهم کرد که از اين به بعد روزانه گزارشي از اين فعاليتها را به اطلاع شما خوانندگان و علاقه مندان برسانم.

 

امروز صبح روز چهارشنبه ٢١ مارس 2007 ٬ خبري در رسانه هاي آلمان منتشر شد مبني بر اينکه يک قاضي زن در دادگاهي در فرانکفورت٬ يک زن ٢۶ ساله را که خواهان جدايي فوري از همسرش بود با اتکا و ارجاع به مقررات قرآن و آوردن آياتي از قران اين زن را متعهد ميکند که به دستورات مردش تمکين کند. قاضي به او  ميگويد اين مقررات و رعايت آن از جانب زنان در فرهنگ شما که اهل مراکش هستيد بر اساس اين آيات پذيرفته شده است.  و چون شما هم مسلمان هستيد بايد اين مقررات را رعايت کنيد.

 

زني که خواهان طلاق فوري بود در آلمان متولد شده است اما به جرم اينکه والدينش از مراکش آمده اند به دستور قاضي بايد دو سال منتظر باشد  و قوانين اسلامي را رعايت کند. لحظاتي بعد از مطرح شدن اين خبر٬ تلفن مينا  از حرکت نمي ايستاد. نظر شما در مورد اين واقعه چيست. اول اشيپگل اونلاين تماس گرفت و دو ساعت بعد در صفحه اول اشپيگل اونلاين در کنار اظهار نظر نمايندگان پارلمان و مسًولين احزاب سياسي٬ نظر  مينا احدي مسئول سازمان "ما از مذهب رويگردانيم" نيز درج شده بود. مينا گفته بود اين يک اسکاندال سياسي است واين  تنها مورد نيست از اين نوع رفتار و سياست در آلمان زياد است. و بلاخره خبر دار شديم که بعد از اين سکاندال مقامات دولتي آلمان تصميم گرفتند که اين قاضي را فعلأ از قضاوات منع کنند.

 

بعد از آن٬ خبرنگار "برلينر تسايتونگ" زنگ زد٬ مصاحبه مفصلي کرد و سپس خبرنگار "راينيشه پست" زنگ زد و مصاحبه اي تلفني در اين مورد انجام داد. بعد از او يک خبرنگار يک کانال تلويزيوني از پاريس زنگ زد و قرار شد که شنبه و يکشنبه در آلمان مينا احدي را در فعاليتها و سخنراني هايي که دارد همراهي کنند و يک رپرتاژ از زندگي و فعاليتهاي او تهيه شود. سپس نماينده روزنامه " دي ولت" و " ولت ام سونتاگ " تماس گرفتند و خواهان مصاحبه شدند. وقت نيست به اين دو روز نامه آخري گفتيم که امروز امکان مصاحبه نيست فردا پنج شنه قرار است اين مصاحبه ها انجام شوند.

 

اجازه بدهيد يک روز به عقب برگردم و خلاصه اي از فعاليتهاي سه شنبه را به اطلاعتان برسانم:

 

 روزنامه BILD در صفحه دوم خود با عکسهاي بزرگ از ميترا زينال و نورجباري و با تيتر بزرگ از زبان نور جباري يکي از مسئولين سازمان "ما از مذهب رويگردانيم" نوشته است به اسم الله من در زندان ابوغريب شکنجه شدم. او گفته است در دوران صدام حسين در زيرزمين اين زندان ما را با اسم خدا به زير شکنجه ميبردند و اکنون هر آن اسم الله را ميشنوم آن لحظات درد ناک برايم تداعي ميشود. از قول ميترا زينا نوشته است من به عنوان يک زن اسلام و مذهب را فقط در ضديت با خودم و حقوقم ديده و شناخته ام و....

 

سه شنبه ٬ ساعت ١۰ صبح مصاحبه مينا احدي با تلويزيون " کلن اشتات انتسايگه " بود که شب همين روز در سايت اين روزنامه درج شد. در اينجا لينک اين مصاحبه را مشاهده ميکنيد.

http://ocs.zgk2.de/mdsocs/mod_movies_archiv/movie/ahadi/ocs_ausgabe/ksta

 

سپس مصاحبه با يک خبرنگار هلندي و تهيه برنامه براي شبکه سراسري تلويزيون هلند به اسم " RTL 4 " . مصاحبه اي مفصل و جدلي صورت گرفت. خبرنگار تلويزيون ميگفت " کمونيستها دارند ميايند اين حرف همکاران من در آلمان و هلند است٬ وقتي که موفقيت اين کمپين را ديديم و اينکه شما (مينا احدي)کمونيست هستيد٬ بحثهاي بسيار مطرح شده است" اين مصاحبه مفصل و جدلي بود و به مارکس و منصور حکمت بارها مراجعه ميشد. بهر حال اين برنامه پنجشنبه شب 22 مارس 2007 پخش خواهد شد.  بعد از اين٬ تلويزيون " RTL" آلمان مصاحبه اي با مينا احدي انجام داد که بعد از ظهر 20 مارس در بخش اخبار سراسري اين تلويزيون  ساعت 6 تا 6 ونيم پخش شد٬ برنامه اي تکان دهنده و بسيار موثر٬ اين برنامه با نمايش کوتاهي از سنگسار دو نفر در ايران آغاز شد و سپس معرفي مينا و مصاحبه اي که تاکيد زيادي روي خواستهاي اين سازمان داشت. ممنوعيت حجاب کودکان ٬ ممنوعيت حجاب در مراکز فعاليت اجتماعي و کار ٬ ممنوعيت تدريس مذهب در مدارس و ....

اينها فقط بخشي از فعاليتها و انعکاس مطبوعاتي اين حرکت در فاصله دو روز در آلمان است. در گزارشهاي بعدي بيش از اينها خواهم نوشت.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * *  ** *  ** * * *  *

براي آشنايي بيشتر شما خوانندگان اين سطور شايد بد نباشد کوتاه اين سازمان و ابعاد فعاليت و جايگاه  آن را کوتاه و خلاصه وار معرفي کنم.

 

اول يک معرفي کوتاه:

 

"ما از مذهب روي گردانيم" سازماني است که در آلمان به اسم  Zentralrat der Ex-muslime فعاليت خودش را از ماه فوريه 2007 آغاز کرده است. اين سازمان بدنه اصلي اوليه اش را کادرها و اعضاي حزب کمونيست کارگري ايران و حزب کمونيست کارگري چپ عراق تشکيل داده اند. ايده اين سازمان از يک سال قبل مطرح بوده است و نهايتأ با همکاري نزديک و تنگاتنگ چهار سازمان سکولار و ضد مذهب آلماني فعاليتش را در فوريه امسال آغاز کرد.  در اين ميان سازمان سکولاريست " جوردانو برونو" که يک سازمان بزرگ و مطرح در آلمان است بيش از بقيه وقت و امکانات براي پيشبرد اين حرکت گذاشته است. قطعأ بدون کمک آنها اين اتفاق با کندي پيش ميرفت و نميتوانست در اين ابعاد نقشي اجتماعي ايفا کند. اما بدون وجود يک شخصيت مطرح و شناخته شده مثل مينا احدي شايد چنين سازماني فعلأ درست نميشد. اگر چه به گمان من نياز جامعه فعالين اين عرصه را وادار ميکرد بالاخره رهبر و سخنگوي خودشان را پيدا و جلو جامعه قرار دهند.

 

اين سازمان با تشکيل اولين جلسه خود سه نفر را به عنوان مسئولين اول خود انتخاب کرد. اين سه نفر عبارتند از: مينا احدي به عنوان دبير از ايران٬ آرزو توکر معاون دبير از ترکيه و نور جباري خزانه دار از عراق. هم اکنون اين سازمان يک تشکل ثبت شده و رسمي در آلمان است.

 

سايت اين سازمان بوسيله سازمان جردانو برونو راه اندازي شد و چند ساعت قبل ازبرگزاري اولين کنفرانس مطبوعاتي آن در ساختمان مطبوعات پارلمان آلمان در دسترس همگان قرار گرفت. کنفرانس مطبوعاتي اين سازمان روز 28 فوريه 2007 با سرو صداي خيلي زياد با سخنراني مينا احدي٬ آرزو توکر و ميکائيل شميت سالمون (از سازمان جوردانو برونو) برگزار شد. در اين کنفرانس حدود صد خبرنگار از رسانه هاي مختلف آلمان و جهان حضور داشتند.

 

انعکاس مطبوعاتي فعاليتهاي اين سازمان جهاني شده است. اگر چه مرکز ثقل فعاليت اين سازمان در آلمان است و تقريبأ همه رسانه هاي مهم خبري و سياسي آلمان از اين حرکت گزارش منتشر کرده اند٬ اما ابعاد و سروصداي آن اکنون جهاني است. تقريبأ تا کنون به زبانهاي آلماني٬ انگليسي٬ فارسي٬ عربي٬ هلندي و.... مطالب و مصاحبه و گزارشات متعددي از فعاليت و اعلام موجوديت اين سازمان در جامعه منتشر شده است. در آلمان روزانه دهها گزارش٬ مطلب٬ مصاحبه و رپورتاژ در دفاع و يا مخالفت با اين سازمان در رسانه هاي آلماني زبان پخش ميشود.

 

در ميان جريانات سياسي مطرح در آلمان علاوه بر احزاب پارلماني اين کشور٬ سازمان "ما از مذهب رويگردانيم" احتمالأ پر سرو صداترين سازمان در آلمان است که در ابعادي ميليوني مردم از فعاليتهاي آن مطلع شده اند. تقريبأ ميتوانم بگويم هيج رسانه مهمي در آلمان وجود ندارد که در مورد اين سازمان و فعاليتهايش عليه اسلام سياسي چيزي نگفته باشد. اخيرأ هم به وسيله سخنگويان اين سازمان کمپين عليه حجاب کودکان٬ عليه قتلهاي ناموسي و عليه مدارس مذهبي ستارت خورده است.

 

علاوه بر رسانه هاي آلماني زبان تاکنون تعدادي از مهمترين رسانه هاي جهاني با مسئولين اين سازمان به ويژه مينا احدي مصاحبه و يا رپورتاژ تهيه و پخش کرده اند. از جمله تلويزيون CNNخبرگزاري رويترز٬ خبرگزاري رسمي آلمان٬ نشريات هفتگي شپيگل و اشترن٬ تلويزيونهاي مهم -RTL,-WDR,-ARTE,-ZDF-,NTV, و از هلند٬ RTL4 نشريه ليبراسيون فرانسه٬ وال ستريت ژورنال آمريکا٬ نشريه سراسري کانادا به اسم .گولوب اند مايل و غيره علاوه بر اينها وجود هزاران لينک اينترنتي به زبانهاي مختلف ابعاد اين فعاليت را بيشتر نشان ميدهد.

 

سوال اين است چرا اين سازمان در مدت کوتاهي اين چنين مطرح و در ابعادي جهاني سرو صدا راه انداخت؟

جواب درست به اين سوال اهميت و جايگاه اين نوع فعاليت و زمينه هاي اجتماعي آنرا براي ما عيان خواهد کرد. علاوه بر اينکه ما در مورد خودمان چه ميگوئيم٬ خبرنگار وال ستريت ژورنال آمريکا در مصاحبه با مينا احدي به نظر ميرسد جواب دقيقي به اين مسئله داده است. " جنبش سکولاريستي آگرسيوي در اروپا عليه دخالت مذهب بويژه عليه اسلام سياسي در حال شکل گيري است شما مهمترين و پرسروصداترين سازمان اين جنبش در اروپا هستيد" به نظر من اين خبرنگار مسئله را درست ديده است.

 

پايه هاي مادي و اجتماعي اين حرکت:

به نظر من يک جنبش و حرکتي جهاني عليه دخالت مذهب و فرهنگ پست مدرنيستي و نسبيت فرهنگي به حرکت در آمده است. مردم از آينده زندگي خود و از اسلام سياسي  ميترسند از ميليتاريسم آمريکا بيزارند و از نقش کليسا دل خوشي ندارند. اميدي به احزاب پارلماني براي تغيير ندارند. متاسفانه اغلب احزاب و سازمانهاي چپ اين جوامع از سر "ضد امرياليست" بودن اکثر اوقات در کنار جريانات اسلامي و يا با سکوت در مقابل آنها ظاهر شده اند.

 

 جامعه بعد از فاجعه 11 سپتامبر دچار شوک عميقي شد٬ مدتي بعد از آن واقعه وارد فکر کردن وتلاش براي يافتن راه حل شد. يک اليت معترض و روشن بين بعد از اين شوک عميق و ترس از آينده جامعه بشري٬ به بازبيني و يافتن راه حل روي آورده است. جامعه به اين راه حل نياز دارد. هر گرايشي تلاش ميکند به اين نياز جواب خود را بدهد. نياز به وجود اين چنين سازماني از اينجا ناشي ميشود. خود اين سازمان برآمد تشکيلاتي و سازماني گوشه اي از اين جنبش عظيم اجتماعي است.

 

 براي ما امکاني که وجود داشت اين بود که ما با اتکا به تئوريهاي منصور حکمت در نقد اسلام سياسي و دنياي بعد از 11 سپتامبر و با توجه به اينکه هيچ وقت به نسبيت فرهنگي و سياستهاي پست مدرنيستي توهمي نداشتيم و با توجه به اينکه جامعه هميشه ما را با نقد راديکال و ماکزيماليست اين گرايشات ميشناسد٬ توانستيم جوابي درست و به موقع به اين نياز اجتماعي بدهيم. به همين دليل در مدت کوتاهي در راس چنين چنبشي قرار گرفته ايم. اين يک نقطه عطف مهم و تعيين کننده در ابعادي جهاني است. ما اين نياز را تشخيص داديم و جواب راديکالي را در مقابل جامعه قرار داده ايم. اما کسي که اين جنبش را نبيند نياز به جواب به آن هم اساسأ برايش مطرح نميشود.

                                                                                                                 

مطرح شدن اين سازمان و سروصداي ايجاد شده ممکن است دلايل متعددي داشته باشد اما همه آن دلايل بدون يک جنبش اجتماعي عليه دخالت مذهب در زندگي مردم در ابعادي وسيع٬ بدون نياز جامعه و حساسيت جامعه به اين موضوع و بدون نياز جامعه به تغيير راديکال٬ قطعأ چنين سازماني يا تشکيل نميشد و يا اگر تشکيل ميشد اين چنين ابعادي پيدا نميکرد.

تشخيص درست و جواب به نياز اين جنبش بود که ما و شخصيتهاي ما را به سخنگويان آن تبديل کرده است. در اين دوره و در شرايط فعلي دنيا بايد تاکيد کنم فقط کمونيستهاي کارگري ميتوانستند اين جواب قاطع و روشن و ماکزيماليست را بدهند. جريانات ضد مذهب کم نبوده و کم نيستند. سکولارها انواع سازمانهاي کوچک و بزرگ دارند. شخصيتهاي مطرح نويسندگان٬ هنرمندان با اسم و رسم و منتقد اسلام سياسي و ميليتاريسم آمريکا و ... کم نيستند. اما تنها جرياني که بطور جدي مطرح شده است و در راس اين جنبش قرار گرفته است ما هستيم. ما کمونيستهاي کارگري.  دليل اين اتفاق اين است که ما تمام تصوير را داريم. ميدانيم چکار کنيم و ميدانيم قدم بعدي را چگونه برداريم. اين نه تبليغ و پروپاگاند که يک حقيقت است. من اميدوارم با اين مقدمه طولاني توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم. اگر کسي اين جنبش را در اين ابعاد نبيند نميتواند وارد چه بايد کرد و قدمهاي بعدي آن بشود.

 

قبل از هر تحليل و ارزيابي از اين سازمان و چگونگي قرار گرفتن در راس يک جنش اجتماعي تحول خواه٬ لازم است اول اين جنبش را ببينيم و به رسميت بشناسيم. اين کليد هر سياست٬ پلاتفرم٬ استراتژي و اقدام عملي است. ممکن است همه اعضا و مسئولين خود اين سازمان هم اين تصوير را نداشته باشند و يا نپذيرند. اما پيروزي اين حرکت و به سرانجام رساندن آن در گرو پذيرفتن اين تصوير و به رسميت شناختن اين جنبش عظيم اجتماعي است.

 

رهبري اين جنبش در دنياي امروز بويژه در دنياي پس از 11 سپتامبر و وجود دو قطب تروريستي و تهديد جهان متمدن بوسيله آنها  نميتواند يک جنبش ليبرالي و يا جنبشي بيتفاوت به نسبت اين دو قطب باشد. رهبري صحيح و راديکال اين جنبش براي رسيدن به اهدافش ناچار است و بايد عليه اين دو قطب باشد. اين جنبش بخشي از همان قطب سوم و جهان متمدن است که حميد تقوايي مبتکر تدوين اسناد آن بود٬ که با نقدي راديکال و افقي روشن و آلترناتيوي انساني وارد ميدان سياست شده است.

رهبري اين جنبش قرار نيست فقط فعاليت فرهنگي بکند. قرار نيست فقط منتقد ديگران باشد و از آنها بخواهد خودشان را اصلاح کنند. اين جنبش و رهبري آن بايد مدعي نوع ديگري از زندگي٬ نوع ديگري از قانون و تغيير راديکال تمام قوانين تبعيض آميز و غير انساني کنوني باشد. رهبري اين جنبش ميتواند و بايد به عنوان زبان گوياي مردمي که از آينده نگران هستند باشد.

قدرتمند شدن اين جنبش کمک ميکند که جريانات چپ و کمونيستي اين جوامع ميداني براي ابراز وجود اجتماعي پيدا کنند. طبعأ جريانات چپ سنتي و حاشيه اي نميتوانند اهميت اين حرکت را درک کنند و به احتمال زياد به نق زدن و ايراد گرفتن از آن ميپردازند. هم اکنون در آلمان اولين نمونه اش را شدهديم که گفته اند: "اين سازمان در راستاي سياست آمريکا عليه اسلام سياسي فع&